undraped

[ایالات متحده]/ʌnˈdreɪpt/
[بریتانیا]/ʌnˈdreɪpt/

ترجمه

v. پوششی یا پرده‌ای را برداشت
adj. توسط پارچه پوشیده نشده

عبارات و ترکیب‌ها

undraped figure

مجسمه بدون پوشش

undraped sculpture

مجسمه عریان

undraped model

مدل عریان

undraped art

هنر عریان

undraped form

فرم عریان

undraped woman

زن عریان

undraped painting

نقاشی عریان

undraped body

بدن عریان

undraped statue

مجسمه عریان

undraped artwork

آثار هنری عریان

جملات نمونه

the statue stood undraped in the gallery.

مجسمه بدون پوشش در گالری ایستاده بود.

she felt exposed and vulnerable when undraped.

وقتی بدون پوشش بود، احساس قرار گرفتن در معرض خطر و آسیب‌پذیری می‌کرد.

the artist preferred to paint undraped figures.

هنرمند ترجیح می‌داد چهره‌های بدون پوشش را نقاشی کند.

in the museum, the undraped sculptures attracted many visitors.

در موزه، مجسمه‌های بدون پوشش بازدیدکنندگان زیادی را جذب می‌کردند.

he captured the beauty of the undraped form.

او زیبایی فرم بدون پوشش را به تصویر کشید.

undraped models are often used in art classes.

مدل‌های بدون پوشش اغلب در کلاس‌های هنر استفاده می‌شوند.

the undraped painting revealed the artist's true style.

نقاشی بدون پوشش سبک واقعی هنرمند را نشان داد.

she posed undraped for the renowned painter.

او برای نقاش مشهور بدون پوشش ژست گرفت.

the gallery featured undraped figures from various eras.

گالری تصاویری از چهره‌های بدون پوشش از دوره‌های مختلف را به نمایش گذاشت.

he felt a sense of freedom when undraped.

وقتی بدون پوشش بود، احساس آزادی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید