unerring

[ایالات متحده]/ʌn'ɜːrɪŋ/
[بریتانیا]/ʌn'ɝɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دقیق و بدون خطا; به طور مداوم صحیح; قابل اعتماد.

عبارات و ترکیب‌ها

unerring precision

دقت بی‌نقص

unerring accuracy

دقت بی‌نقص

unerring judgment

قضاوت بی‌نقص

unerring instinct

غریزه بی‌نقص

unerring guidance

هدایت بی‌نقص

جملات نمونه

an unerring sense of direction.

حس جهت‌یابی مطمئن

An unerring faculty for detecting hypocrisy is one of her most useful attributes.

توانایی تشخیص ریاکاری به طور غیرقابل اغتشاش یکی از ویژگی‌های مفید او است.

He had an unerring instinct for when people were lying to him.

او غریزه‌ای مطمئن برای تشخیص دروغگویی دیگران داشت.

9. the Church was...theoretically inerrant and omnicompetent-G.G.Coulton; lack an inerrant literary sense; an unerring marksman.

9. کلیسا بود...از نظر تئوری، بی‌نقص و توانا-جی.جی.کالتون؛ فقدان حس ادبی بی‌نقص؛ یک تیرانداز مطمئن.

the Church was...theoretically inerrant and omnicompetent-G.G.Coulton; lack an inerrant literary sense; an unerring marksman.

9. کلیسا بود...از نظر تئوری، بی‌نقص و توانا-جی.جی.کالتون؛ فقدان حس ادبی بی‌نقص؛ یک تیرانداز مطمئن.

an unerring sense of direction

حس جهت‌یابی مطمئن

unerring accuracy in predicting the weather

دقت بی‌نقص در پیش‌بینی هوا

displayed unerring loyalty to her friends

وفاداری مطمئن به دوستانش نشان داد.

unerring aim in archery

هدف‌گیری بی‌نقص در تیراندازی با کمان

an unerring memory for faces

حافظه بی‌نقص برای به خاطر سپردن چهره‌ها

unerring judgment in critical situations

قضاوت بی‌نقص در شرایط بحرانی

unerring commitment to social justice

تعهد بی‌نقص به عدالت اجتماعی

unerring instinct for survival

غریزه بی‌نقص برای بقا

unerring timing in comedy

زمان‌بندی بی‌نقص در کمدی

unerring choice of words

انتخاب بی‌نقص کلمات

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید