unfired

[ایالات متحده]/ʌnˈfaɪəd/
[بریتانیا]/ʌnˈfaɪrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. روشن نشده; سوخته نشده; مستقیماً در معرض آتش نیست

عبارات و ترکیب‌ها

unfired clay

خاک نسوز

unfired bricks

آجر نسوز

unfired ceramics

سرامیک نسوز

unfired pottery

گلدان‌ نسوز

unfired tiles

کاشی نسوز

unfired materials

مواد نسوز

unfired products

محصولات نسوز

unfired samples

نمونه‌های نسوز

unfired items

قطعات نسوز

unfired components

اجزای نسوز

جملات نمونه

the unfired clay can be shaped easily.

گل نپخته را می‌توان به راحتی شکل داد.

unfired pottery is fragile and needs careful handling.

ظروف سفالی نسوز شکننده هستند و نیاز به مراقبت دارند.

they decided to leave the unfired bricks outside to dry.

آنها تصمیم گرفتند آجرها را برای خشک شدن بیرون بگذارند.

the artist prefers working with unfired materials for her sculptures.

هنرمند ترجیح می دهد از مواد نسوز برای مجسمه های خود استفاده کند.

unfired ceramics can absorb moisture from the air.

سرامیک های نسوز می توانند رطوبت را از هوا جذب کنند.

we need to store the unfired pieces in a cool place.

ما باید قطعات نسوز را در یک مکان خنک نگهداری کنیم.

the unfired tiles were stacked neatly in the workshop.

کاشی های نسوز به طور مرتب در کارگاه انباشته شده بودند.

after shaping, the unfired objects must be left to dry.

پس از شکل دادن، باید اشیاء نسوز را برای خشک شدن رها کرد.

unfired clay can be recycled and reused easily.

گل نپخته را می توان به راحتی بازیافت و دوباره استفاده کرد.

she demonstrated how to create art with unfired clay.

او نحوه خلق هنر با گل نپخته را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید