unflagging

[ایالات متحده]/ʌn'flægɪŋ/
[بریتانیا]/ʌn'flægɪŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌وقفه، پایدار، استوار

عبارات و ترکیب‌ها

unflagging determination

تعیین نظر مصمم

unflagging support

حمایت مصمم

unflagging efforts

تلاش‌های مصمم

جملات نمونه

a person of unflagging conscience.

یک فرد با وجدان استوار

unflagging pursuit of excellence;

جستجوی بی‌وقفه برتری؛

his apparently unflagging enthusiasm impressed her.

شور و اشتیاق ظاهراً بی‌وقفه او او را تحت تاثیر قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید