unfrocked

[ایالات متحده]/ʌnˈfrɒkt/
[بریتانیا]/ʌnˈfrɑːkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از یک کشیش مقام کلیسایی را سلب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unfrocked priest

کشیش عزل شده

unfrocked monk

راهب عزل شده

unfrocked cleric

روحانی عزل شده

unfrocked minister

وزیر عزل شده

unfrocked official

مقامات عزل شده

unfrocked leader

رهبر عزل شده

unfrocked figure

شخصیت عزل شده

unfrocked authority

حاکم عزل شده

unfrocked teacher

معلم عزل شده

جملات نمونه

the priest was unfrocked after the scandal.

بعد از رسوایی، کشیش از مقام خود خلع شد.

he felt betrayed when his mentor was unfrocked.

وقتی مرادش خلع شد، او احساس خیانت کرد.

unfrocked clergy often face social stigma.

روحانیون خلع شده اغلب با انگ اجتماعی روبرو هستند.

the church decided to unfrock the controversial leader.

کلیسای تصمیم گرفت رهبر جنجالی را خلع کند.

after being unfrocked, he struggled to find a new path.

بعد از خلع شدن، او برای یافتن مسیر جدیدی تلاش کرد.

unfrocked individuals often seek redemption in other fields.

افراد خلع شده اغلب به دنبال رستگاری در زمینه های دیگر هستند.

the decision to unfrock him shocked the entire community.

تصمیم خلع کردن او شوک بزرگی به کل جامعه وارد کرد.

she wrote a book about her life after being unfrocked.

او کتابی در مورد زندگی خود پس از خلع شدن نوشت.

unfrocked priests may still contribute to society in different ways.

روحانیون خلع شده هنوز هم می‌توانند به روش‌های مختلف به جامعه کمک کنند.

his unfrocking was a turning point in his life.

خلع او یک نقطه عطف در زندگی او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید