ungmoulded

[ایالات متحده]/[ʌnˈməʊldɪd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈmoʊldɪd]/

ترجمه

adj. نمومه‌گیری نشده؛ شکل‌گرفته یا به یک فرم خاص تبدیل نشده.

جملات نمونه

the ungmoulded clay sat waiting for the artist's hands.

خاک رس نامدل‌شده منتظر دست هنرمند بود.

his ideas remained ungmoulded, lacking clear direction.

ایده‌های او هنوز نامدل‌شده بودند و جهت مشخصی نداشتند.

the young mind is like ungmoulded wax, ready to be shaped.

ذهن جوان مانند شمع نامدل‌شده‌ای است که آماده شکل‌گیری است.

the sculptor examined the ungmoulded marble block.

مصنوع‌ساز بلوک مارمر نامدل‌شده را بررسی کرد.

without guidance, the plan stayed ungmoulded and vague.

بدون راهنمایی، طرح همچنان نامدل‌شده و ابهام‌زایی ماند.

the metal was left ungmoulded in its raw state.

فلز به حالت خام خود نامدل‌شده باقی ماند.

her thoughts were still ungmoulded by experience.

فکرهای او هنوز توسط تجربه مدل‌سازی نشده بود.

the ungmoulded dough needed more kneading before baking.

تکه نامدل‌شده نیاز به تهیه بیشتری قبل از پخت داشت.

they presented an ungmoulded proposal lacking detail.

آن‌ها یک پیشنهاد نامدل‌شده و بدون جزئیات ارائه دادند.

the ungmoulded character of the material made it difficult to work with.

خاصیت نامدل‌شده مواد باعث سختی در کار با آن شد.

his vision remained ungmoulded, just a vague concept in his mind.

دیدگاه او هنوز نامدل‌شده بود، فقط یک مفهوم ابهام‌زایی در ذهنش بود.

the workshop provided tools for shaping ungmoulded talents.

کارگاه ابزارهایی برای شکل‌دهی به استعدادهای نامدل‌شده فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید