uniformized

[ایالات متحده]/ˈjuːnɪfʌɪzd/
[بریتانیا]/ˈjunɪfɑɪzd/

ترجمه

vt. یکنواخت کردن؛ سازگار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

uniformized approach

رویکرد یکسان‌سازی‌شده

uniformized standards

استانداردهای یکسان‌سازی‌شده

uniformized policy

سیاست یکسان‌سازی‌شده

uniformized system

سیستم یکسان‌سازی‌شده

uniformized process

فرآیند یکسان‌سازی‌شده

uniformized design

طراحی یکسان‌سازی‌شده

uniformized criteria

معیارهای یکسان‌سازی‌شده

uniformized format

فرمت یکسان‌سازی‌شده

uniformized guidelines

دستورالعمل‌های یکسان‌سازی‌شده

uniformized training

آموزش یکسان‌سازی‌شده

جملات نمونه

the company has uniformized its branding across all platforms.

شرکت برند خود را در تمام پلتفرم‌ها یکسان‌سازی کرده است.

to improve efficiency, the processes were uniformized.

برای بهبود کارایی، فرآیندها یکسان‌سازی شدند.

the uniforms were uniformized to create a cohesive team appearance.

لباس‌های فرم یکسان‌سازی شدند تا ظاهری منسجم برای تیم ایجاد شود.

they uniformized the training materials for all employees.

آنها مطالب آموزشی را برای همه کارمندان یکسان‌سازی کردند.

the guidelines were uniformized to ensure consistency.

دستورالعمل‌ها برای اطمینان از یکنواختی یکسان‌سازی شدند.

our policies have been uniformized to avoid confusion.

خط‌مشی‌های ما برای جلوگیری از سردرگمی یکسان‌سازی شده‌اند.

the software interface was uniformized for better user experience.

رابط کاربری نرم‌افزار برای بهبود تجربه کاربر یکسان‌سازی شد.

they uniformized the colors used in their marketing materials.

آنها رنگ‌های مورد استفاده در مواد بازاریابی خود را یکسان‌سازی کردند.

uniformized standards help in maintaining quality control.

استانداردهای یکسان‌سازی شده به حفظ کنترل کیفیت کمک می‌کنند.

the team uniform was uniformized to enhance team spirit.

لباس فرم تیم برای تقویت روحیه تیمی یکسان‌سازی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید