uniformized approach
رویکرد یکسانسازیشده
uniformized standards
استانداردهای یکسانسازیشده
uniformized policy
سیاست یکسانسازیشده
uniformized system
سیستم یکسانسازیشده
uniformized process
فرآیند یکسانسازیشده
uniformized design
طراحی یکسانسازیشده
uniformized criteria
معیارهای یکسانسازیشده
uniformized format
فرمت یکسانسازیشده
uniformized guidelines
دستورالعملهای یکسانسازیشده
uniformized training
آموزش یکسانسازیشده
the company has uniformized its branding across all platforms.
شرکت برند خود را در تمام پلتفرمها یکسانسازی کرده است.
to improve efficiency, the processes were uniformized.
برای بهبود کارایی، فرآیندها یکسانسازی شدند.
the uniforms were uniformized to create a cohesive team appearance.
لباسهای فرم یکسانسازی شدند تا ظاهری منسجم برای تیم ایجاد شود.
they uniformized the training materials for all employees.
آنها مطالب آموزشی را برای همه کارمندان یکسانسازی کردند.
the guidelines were uniformized to ensure consistency.
دستورالعملها برای اطمینان از یکنواختی یکسانسازی شدند.
our policies have been uniformized to avoid confusion.
خطمشیهای ما برای جلوگیری از سردرگمی یکسانسازی شدهاند.
the software interface was uniformized for better user experience.
رابط کاربری نرمافزار برای بهبود تجربه کاربر یکسانسازی شد.
they uniformized the colors used in their marketing materials.
آنها رنگهای مورد استفاده در مواد بازاریابی خود را یکسانسازی کردند.
uniformized standards help in maintaining quality control.
استانداردهای یکسانسازی شده به حفظ کنترل کیفیت کمک میکنند.
the team uniform was uniformized to enhance team spirit.
لباس فرم تیم برای تقویت روحیه تیمی یکسانسازی شد.
uniformized approach
رویکرد یکسانسازیشده
uniformized standards
استانداردهای یکسانسازیشده
uniformized policy
سیاست یکسانسازیشده
uniformized system
سیستم یکسانسازیشده
uniformized process
فرآیند یکسانسازیشده
uniformized design
طراحی یکسانسازیشده
uniformized criteria
معیارهای یکسانسازیشده
uniformized format
فرمت یکسانسازیشده
uniformized guidelines
دستورالعملهای یکسانسازیشده
uniformized training
آموزش یکسانسازیشده
the company has uniformized its branding across all platforms.
شرکت برند خود را در تمام پلتفرمها یکسانسازی کرده است.
to improve efficiency, the processes were uniformized.
برای بهبود کارایی، فرآیندها یکسانسازی شدند.
the uniforms were uniformized to create a cohesive team appearance.
لباسهای فرم یکسانسازی شدند تا ظاهری منسجم برای تیم ایجاد شود.
they uniformized the training materials for all employees.
آنها مطالب آموزشی را برای همه کارمندان یکسانسازی کردند.
the guidelines were uniformized to ensure consistency.
دستورالعملها برای اطمینان از یکنواختی یکسانسازی شدند.
our policies have been uniformized to avoid confusion.
خطمشیهای ما برای جلوگیری از سردرگمی یکسانسازی شدهاند.
the software interface was uniformized for better user experience.
رابط کاربری نرمافزار برای بهبود تجربه کاربر یکسانسازی شد.
they uniformized the colors used in their marketing materials.
آنها رنگهای مورد استفاده در مواد بازاریابی خود را یکسانسازی کردند.
uniformized standards help in maintaining quality control.
استانداردهای یکسانسازی شده به حفظ کنترل کیفیت کمک میکنند.
the team uniform was uniformized to enhance team spirit.
لباس فرم تیم برای تقویت روحیه تیمی یکسانسازی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید