equalized

[ایالات متحده]/ˈiːkwəlaɪzd/
[بریتانیا]/ˈiːkwəlaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برابر ساخته شده

عبارات و ترکیب‌ها

equalized score

امتیاز مساوی

equalized payment

پرداخت مساوی

equalized rate

نرخ مساوی

equalized income

درآمد مساوی

equalized value

ارزش مساوی

equalized distribution

توزیع مساوی

equalized benefits

مزایای مساوی

equalized effort

تلاش مساوی

equalized access

دسترسی مساوی

equalized funding

تامین مالی مساوی

جملات نمونه

the sound levels were equalized for better clarity.

سطح صداها برای وضوح بیشتر متعادل شد.

her contributions were equalized with those of her colleagues.

مشارکت‌های او با مشارکت همکارانش برابر شد.

the weights on the scale were equalized before the measurement.

قبل از اندازه‌گیری، وزنه‌های ترازو متعادل شدند.

they equalized the scores in the final minutes of the game.

آنها امتیازات را در دقایق پایانی بازی برابر کردند.

to ensure fairness, the playing field was equalized.

برای اطمینان از عدالت، زمین بازی متعادل شد.

the financial resources were equalized among all departments.

منابع مالی در بین تمام بخش‌ها به طور مساوی توزیع شد.

we equalized the temperature in all rooms for comfort.

ما دمای همه اتاق‌ها را برای راحتی متعادل کردیم.

the team worked hard to ensure the workload was equalized.

تیم سخت تلاش کرد تا اطمینان حاصل کند که حجم کار متعادل شده است.

the audio tracks were equalized to enhance the listening experience.

قطعات صوتی برای بهبود تجربه گوش دادن متعادل شدند.

they equalized their efforts to achieve a common goal.

آنها تلاش خود را برای دستیابی به یک هدف مشترک برابر کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید