equalized score
امتیاز مساوی
equalized payment
پرداخت مساوی
equalized rate
نرخ مساوی
equalized income
درآمد مساوی
equalized value
ارزش مساوی
equalized distribution
توزیع مساوی
equalized benefits
مزایای مساوی
equalized effort
تلاش مساوی
equalized access
دسترسی مساوی
equalized funding
تامین مالی مساوی
the sound levels were equalized for better clarity.
سطح صداها برای وضوح بیشتر متعادل شد.
her contributions were equalized with those of her colleagues.
مشارکتهای او با مشارکت همکارانش برابر شد.
the weights on the scale were equalized before the measurement.
قبل از اندازهگیری، وزنههای ترازو متعادل شدند.
they equalized the scores in the final minutes of the game.
آنها امتیازات را در دقایق پایانی بازی برابر کردند.
to ensure fairness, the playing field was equalized.
برای اطمینان از عدالت، زمین بازی متعادل شد.
the financial resources were equalized among all departments.
منابع مالی در بین تمام بخشها به طور مساوی توزیع شد.
we equalized the temperature in all rooms for comfort.
ما دمای همه اتاقها را برای راحتی متعادل کردیم.
the team worked hard to ensure the workload was equalized.
تیم سخت تلاش کرد تا اطمینان حاصل کند که حجم کار متعادل شده است.
the audio tracks were equalized to enhance the listening experience.
قطعات صوتی برای بهبود تجربه گوش دادن متعادل شدند.
they equalized their efforts to achieve a common goal.
آنها تلاش خود را برای دستیابی به یک هدف مشترک برابر کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید