unlashing

[ایالات متحده]/ʌnˈlæʃɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈlæʃɪŋ/

ترجمه

v. عمل آزاد کردن یا شل کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

unlashing potential

آزاد کردن پتانسیل

unlashing creativity

آزاد کردن خلاقیت

unlashing power

آزاد کردن قدرت

unlashing energy

آزاد کردن انرژی

unlashing passion

آزاد کردن اشتیاق

unlashing talent

آزاد کردن استعداد

unlashing emotions

آزاد کردن احساسات

unlashing fears

آزاد کردن ترس‌ها

unlashing thoughts

آزاد کردن افکار

جملات نمونه

the storm was unlashing its fury on the coast.

طوفان خشم خود را بر ساحل رها می‌کرد.

the artist was unlashing her creativity in the new exhibition.

هنرمند خلاقیت خود را در نمایشگاه جدید به نمایش می‌گذاشت.

he felt he was unlashing his potential during the competition.

او احساس می‌کرد که در طول مسابقه، توانایی‌های خود را شکوفا می‌کند.

the team was unlashing their energy to win the championship.

تیم تمام انرژی خود را برای بردن مسابقات آزاد می‌کرد.

she was unlashing her emotions in the heartfelt letter.

او احساسات خود را در نامه‌ای صمیمانه رها می‌کرد.

the waves were unlashing against the rocks with great force.

امواج با نیروی زیاد به صخره‌ها می‌کوبیدند.

the speaker was unlashing her passion for environmental issues.

سخنرانی شور و اشتیاق خود را برای مسائل زیست محیطی بیان می‌کرد.

the children were unlashing their laughter in the playground.

کودکان خنده‌های خود را در زمین بازی رها می‌کردند.

he was unlashing the secrets of the ancient civilization.

او رازهای تمدن باستانی را آشکار می‌کرد.

during the meeting, she was unlashing her ideas freely.

در طول جلسه، او ایده‌های خود را آزادانه بیان می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید