unmanning

[ایالات متحده]/ʌnˈmænɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈmænɪŋ/

ترجمه

v. عمل از بین بردن ویژگی‌های مردانه کسی؛ اخته کردن؛ ترسو کردن کسی؛ دلسرد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unmanning the ship

خالی کردن کشتی

unmanning the crew

خالی کردن خدمه

unmanning operations

خالی کردن عملیات

unmanning procedures

خالی کردن رویه‌ها

unmanning technology

خالی کردن فناوری

unmanning systems

خالی کردن سیستم‌ها

unmanning vehicles

خالی کردن وسایل نقلیه

unmanning missions

خالی کردن مأموریت‌ها

unmanning strategies

خالی کردن استراتژی‌ها

جملات نمونه

unmanning a ship can lead to dangerous situations.

غیرفعال کردن یک کشتی می‌تواند منجر به ایجاد شرایط خطرناک شود.

the unmanning of the facility raised security concerns.

غیرفعال شدن مرکز نگرانی‌های امنیتی را افزایش داد.

unmanning the crew during the mission was a controversial decision.

غیرفعال کردن خدمه در طول ماموریت یک تصمیم بحث‌برانگیز بود.

they discussed the implications of unmanning the aircraft.

آنها پیامدهای غیرفعال کردن هواپیما را مورد بحث قرار دادند.

unmanning technology is advancing rapidly in the military sector.

فناوری غیرفعال‌سازی به سرعت در بخش نظامی در حال پیشرفت است.

unmanning a vehicle requires careful planning and execution.

غیرفعال کردن یک وسیله نقلیه نیاز به برنامه‌ریزی و اجرا دقیق دارد.

he advocated for the unmanning of certain operations to improve efficiency.

او از غیرفعال کردن برخی عملیات‌ها برای بهبود کارایی حمایت کرد.

the unmanning of the control room was met with skepticism.

غیرفعال کردن اتاق کنترل با شک و تردید روبرو شد.

unmanning the workforce can lead to job losses.

غیرفعال کردن نیروی کار می‌تواند منجر به از دست دادن شغل شود.

experts warn about the risks associated with unmanning operations.

متخصصان در مورد خطرات مرتبط با عملیات غیرفعال‌سازی هشدار می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید