mansplaining

[ایالات متحده]/[ˈmænˌspleɪnɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈmænˌspleɪnɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یک مرد که چیزی را به یک زن با نگرش تحقیرآمیز یا خودخواهانه توضیح می‌دهد، معمولاً با این فرض که او دانش کمتری دارد.
v. چیزی را به یک زن با نگرش تحقیرآمیز یا خودخواهانه توضیح دادن، معمولاً با این فرض که او دانش کمتری دارد.
adj. مربوط به یا مشخصه mansplaining.

عبارات و ترکیب‌ها

mansplaining behavior

رفتار مان‌اسplen

avoid mansplaining

از مان‌اسplen پرهیز کنید

mansplaining example

مثالی از مان‌اسplen

mansplaining to her

مان‌اسplen کردن به او

stopping mansplaining

توقف از مان‌اسplen

mansplaining incident

حادثه مان‌اسplen

mansplaining clearly

مان‌اسplen کردن به روشنی

mansplaining now

مان‌اسplen کردن در حال حاضر

mansplaining often

مان‌اسplen کردن به طور مکرر

mansplaining situation

وضعیت مان‌اسplen

جملات نمونه

he constantly mansplains climate change to me, even though i'm a climate scientist.

او به طور مداوم در مورد تغییرات اقلیمی به من توضیح می‌دهد، در حالی که من یک دانشمند اقلیمی هستم.

i rolled my eyes at his mansplaining of basic coding concepts.

من به توضیحات او در مورد مفاهیم پایه برنامه‌نویسی با چشم‌های منتفضه نگاه کردم.

the meeting was derailed by a man's persistent mansplaining of marketing strategies.

جلسه با توضیحات مداوم یک مرد در مورد استراتژی‌های بازاریابی مختل شد.

it's frustrating to deal with mansplaining in professional settings.

تعامل با توضیحات مردانه در محیط‌های حرفه‌ای خسته‌کننده است.

she shut down his mansplaining with a sharp, "i know."

او با یک "می‌دانم" حاد، توضیحات مردانه او را متوقف کرد.

we need to call out mansplaining when we see it happening.

وقتی آن را می‌بینیم، باید توضیحات مردانه را به طور صریح نشان دهیم.

the speaker's mansplaining of women's issues was particularly tone-deaf.

توضیحات مردانه سخنران در مورد مسائل زنان به ویژه بی‌حس بود.

i tried to politely interrupt his mansplaining, but he wouldn't stop.

من سعی کردم با لطف او را در توضیحات مردانه متوقف کنم، اما او متوقف نشد.

her response to the mansplaining was a simple, "thanks, i got it."

پاسخ او به توضیحات مردانه یک عبارت ساده "ممنون، من متوجه شدم" بود.

the article highlighted the prevalence of mansplaining in online discussions.

مقاله فراگیر بودن توضیحات مردانه در بحث‌های آنلاین را تاکید کرد.

he engaged in mansplaining about my own area of expertise.

او در مورد حوزه تخصصی من توضیحات مردانه انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید