unnameable

[ایالات متحده]/ʌnˈneɪməbl/
[بریتانیا]/ʌnˈneɪməbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نامشخص؛ توصیف آن دشوار است

عبارات و ترکیب‌ها

unnameable fear

ترس غیرقابل نام بردن

unnameable joy

شادی غیرقابل نام بردن

unnameable grief

غم غیرقابل نام بردن

unnameable horror

ترس وحشتناک غیرقابل نام بردن

unnameable beauty

زیبایی غیرقابل نام بردن

unnameable desire

تمایل غیرقابل نام بردن

unnameable darkness

تاریکی غیرقابل نام بردن

unnameable silence

سکوت غیرقابل نام بردن

unnameable sadness

غم غیرقابل نام بردن

unnameable longing

اشتیاق غیرقابل نام بردن

جملات نمونه

there is an unnameable beauty in the landscape.

زیبایی غیرقابل وصفی در منظره وجود دارد.

she felt an unnameable fear as she walked through the dark alley.

او در حالی که از میان کوچه تاریک عبور می کرد، ترس غیرقابل وصفی احساس کرد.

his unnameable talent for music amazed everyone.

استعداد غیرقابل وصف او در موسیقی همه را شگفت زده کرد.

there was an unnameable tension in the room before the announcement.

قبل از اعلام، تنش غیرقابل وصفی در اتاق وجود داشت.

she experienced an unnameable joy when she saw her child smile.

وقتی دخترش را لبخند زد، او شادی غیرقابل وصفی را تجربه کرد.

his unnameable grief was evident after the loss.

غم غیرقابل وصف او پس از دست دادن آشکار بود.

there was an unnameable connection between them that was undeniable.

در میان آنها ارتباط غیرقابل وصفی وجود داشت که انکار آن غیرممکن بود.

she wore an unnameable fragrance that captivated everyone.

او عطر غیرقابل وصفی به تن داشت که همه را مجذوب خود کرد.

he spoke with an unnameable authority that commanded respect.

او با اقتدار غیرقابل وصفی صحبت کرد که احترام را برانگیخت.

in that moment, they shared an unnameable understanding.

در آن لحظه، آنها درک غیرقابل وصفی را با یکدیگر به اشتراک گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید