unnavigable waters
آبهای غیرقابل کشتیرانی
unnavigable river
رودخانه غیرقابل کشتیرانی
unnavigable terrain
زمین غیرقابل عبور
unnavigable sea
دریا غیرقابل کشتیرانی
unnavigable channel
کانال غیرقابل کشتیرانی
unnavigable route
مسیر غیرقابل کشتیرانی
unnavigable path
مسیر غیرقابل عبور
unnavigable space
فضای غیرقابل کشتیرانی
unnavigable area
منطقه غیرقابل کشتیرانی
unnavigable conditions
شرایط غیرقابل کشتیرانی
the river became unnavigable after the storm.
رودخانه پس از طوفان غیرقابل کشتیرانی شد.
many ships were stranded in the unnavigable waters.
بسیاری از کشتیها در آبهای غیرقابل کشتیرانی سرگردان بودند.
due to the ice, the channel was deemed unnavigable.
به دلیل یخ، کانال غیرقابل کشتیرانی تشخیص داده شد.
we had to find an alternative route because the river was unnavigable.
ما مجبور شدیم یک مسیر جایگزین پیدا کنیم زیرا رودخانه غیرقابل کشتیرانی بود.
the unnavigable conditions forced us to delay our journey.
شرایط غیرقابل کشتیرانی باعث شد سفر ما به تعویق بیفتد.
after the flood, several areas became unnavigable.
پس از سیل، مناطق متعددی غیرقابل کشتیرانی شدند.
boats cannot operate in unnavigable waters.
کشتیها نمیتوانند در آبهای غیرقابل کشتیرانی کار کنند.
the unnavigable terrain made it difficult for rescue teams.
زمینی که غیرقابل کشتیرانی بود، کار را برای تیمهای نجات دشوار کرد.
experts warned that the lake could become unnavigable without proper management.
متخصصان هشدار دادند که اگر مدیریت مناسب وجود نداشته باشد، دریاچه ممکن است غیرقابل کشتیرانی شود.
they had to abandon their plans due to the unnavigable conditions.
آنها مجبور شدند برنامههای خود را به دلیل شرایط غیرقابل کشتیرانی رها کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید