unobstructable

[ایالات متحده]/ˌʌnəbˈstrʌktəbl/
[بریتانیا]/ˌʌnəbˈstrʌktəbl/

ترجمه

adj. که نمی‌توان آن را مسدود یا بلاک کرد؛ مشمول انسداد نباشد.

عبارات و ترکیب‌ها

unobstructable view

دید غیرقابل مسدود شدن

unobstructable path

مسیر غیرقابل مسدود شدن

unobstructable signal

سیگنال غیرقابل مسدود شدن

unobstructable access

دسترسی غیرقابل مسدود شدن

unobstructable flow

جریان غیرقابل مسدود شدن

unobstructable line

خط غیرقابل مسدود شدن

unobstructable passage

گذرگاه غیرقابل مسدود شدن

unobstructable channel

کانال غیرقابل مسدود شدن

unobstructable route

مسیر غیرقابل مسدود شدن

unobstructable vision

دید غیرقابل مسدود شدن

جملات نمونه

the hotel offers an unobstructable view of the ocean from every room.

هتل چشم‌اندازی بدون مانع از اقیانوس را از هر اتاق ارائه می‌دهد.

fire safety regulations require unobstructable access to all emergency exits.

قوانین ایمنی آتش‌نشانی دسترسی بدون مانع به تمام خروجهای اضطراری را الزامی می‌سازد.

the new stadium design ensures unobstructable sightlines for all spectators.

طراحی جدید استادیوم تضمین می‌کند که تمام تماشاگران دیدی بدون مانع داشته باشند.

engineers confirmed the bridge has an unobstructable path for ships to pass beneath.

مهندسان تایید کردند که پل مسیری بدون مانع برای عبور کشتی‌ها در زیر آن دارد.

the airport runway maintains unobstructable airspace for incoming aircraft.

بانده فرودگاه هواپیما فضای هوایی بدون مانع را برای هواپیماهای ورودی حفظ می‌کند.

city planners mandated unobstructable access routes for delivery vehicles.

برنامه‌ریزان شهری مسیرهای دسترسی بدون مانع را برای وسایل نقلیه تحویل کالا الزامی کردند.

the museum installed unobstructable glass panels to protect the artwork.

موزه پنل‌های شیشه‌ای بدون مانع را برای محافظت از آثار هنری نصب کرد.

our gps system provides unobstructable navigation even in remote areas.

سیستم GPS ما حتی در مناطق دورافتاده نیز ناوبری بدون مانع ارائه می‌دهد.

the mountain trail was cleared to become unobstructable for hikers.

مسیر کوهستانی پاکسازی شد تا برای کوهنوردان بدون مانع شود.

security personnel ensure unobstructable flow of pedestrian traffic during events.

پرسنل امنیتی اطمینان حاصل می‌کنند که جریان ترافیک پیاده‌رو در طول رویدادها بدون مانع باشد.

the surgical room requires unobstructable access for medical equipment.

اتاق عمل به دسترسی بدون مانع برای تجهیزات پزشکی نیاز دارد.

the pipeline construction must maintain unobstructable flow of oil throughout the system.

ساخت خط لوله باید جریان بدون مانع نفت را در سراسر سیستم حفظ کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید