blockable

[ایالات متحده]/ˈblɒkəbl/
[بریتانیا]/ˈblɑːkəbl/

ترجمه

adj. قابل مسدود شدن یا ایجاد مانع شدن

عبارات و ترکیب‌ها

is blockable

قابل مسدود شدن

not blockable

غیر قابل مسدود شدن

easily blockable

به راحتی قابل مسدود شدن

blockable content

محتوای قابل مسدود شدن

blockable elements

عناصر قابل مسدود شدن

blockable traffic

ترافیک قابل مسدود شدن

blockable request

درخواست قابل مسدود شدن

are blockable

قابل مسدود شدن هستند

was blockable

قابل مسدود شدن بود

potentially blockable

به طور بالقوه قابل مسدود شدن

جملات نمونه

modern browsers offer blockable options for intrusive advertisements and pop-ups.

مرورگرهای مدرن گزینه‌های قابل مسدودسازی برای تبلیغات و پنجره‌های بازشوهای مزاحم ارائه می‌دهند.

network administrators can identify and implement blockable rules for suspicious ip addresses.

مدیران شبکه می‌توانند قوانین قابل مسدودسازی را برای آدرس‌های IP مشکوک شناسایی و پیاده‌سازی کنند.

many websites now provide blockable consent settings for tracking cookies and personal data.

بسیاری از وب‌سایت‌ها اکنون تنظیمات رضایت قابل مسدودسازی را برای کوکی‌های ردیابی و داده‌های شخصی ارائه می‌دهند.

the security system flagged the request as blockable due to repeated failed login attempts.

سیستم امنیتی این درخواست را به دلیل تلاش‌های ناموفق مکرر برای ورود به سیستم، قابل مسدودسازی علامت‌گذاری کرد.

email providers offer blockable filters that automatically separate spam messages from important correspondence.

ارائه‌دهندگان ایمیل فیلترهای قابل مسدودسازی ارائه می‌دهند که به‌طور خودکار پیام‌های هرزنامه را از مکاتبات مهم جدا می‌کنند.

firewalls can be configured with blockable parameters to prevent unauthorized network access attempts.

فایروال‌ها را می‌توان با پارامترهای قابل مسدودسازی پیکربندی کرد تا از تلاش‌های غیرمجاز برای دسترسی به شبکه جلوگیری شود.

the cybersecurity software identified the malware signature as blockable before it could cause damage.

نرم‌افزار امنیت سایبری، امضای بدافزار را قبل از اینکه بتواند آسیب برساند، به عنوان قابل مسدودسازی شناسایی کرد.

website analytics tools help distinguish blockable bot traffic from genuine human visitors.

ابزارهای تجزیه و تحلیل وب‌سایت به تفکیک ترافیک ربات قابل مسدودسازی از بازدیدکنندگان انسانی واقعی کمک می‌کنند.

the user interface allows for blockable notifications that can be customized according to personal preferences.

رابط کاربری به کاربران اجازه می‌دهد تا اعلان‌های قابل مسدودسازی را که می‌توانند بر اساس ترجیحات شخصی سفارشی شوند، فعال کنند.

marketing teams often face blockable challenges when implementing aggressive advertising campaigns.

تیم‌های بازاریابی اغلب با چالش‌های قابل مسدودسازی هنگام اجرای کمپین‌های تبلیغاتی تهاجمی مواجه می‌شوند.

the anti-virus system maintains a blockable list of known malicious domains and websites.

سیستم ضد ویروس لیستی از دامنه‌ها و وب‌سایت‌های مخرب شناخته شده قابل مسدودسازی را حفظ می‌کند.

cloud services provide blockable access controls that limit user permissions based on security policies.

خدمات ابری کنترل‌های دسترسی قابل مسدودسازی را ارائه می‌دهند که مجوزهای کاربر را بر اساس سیاست‌های امنیتی محدود می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید