unpiped

[ایالات متحده]/[ʌnˈpaɪpt]/
[بریتانیا]/[ʌnˈpaɪpt]/

ترجمه

adj. بدون لوله؛ بدون لوله‌ها؛ بدون استفاده از لوله‌ها در یک سیستم یا فرآیند.

عبارات و ترکیب‌ها

unpiped water

آب بدون لوله

being unpiped

بودن بدون لوله

unpiped system

سیستم بدون لوله

unpiped area

منطقه بدون لوله

unpiped lines

خطوط بدون لوله

unpiped well

چاه بدون لوله

unpiped source

منبع بدون لوله

unpiped supply

تامین آب بدون لوله

unpiped conduit

کانال بدون لوله

unpiped reservoir

دریاچه بدون لوله

جملات نمونه

the unpiped well provided a source of cool water during the drought.

چاه بدون لوله در زمان خشکسالی منبعی از آب سرد بود.

we found an unpiped spring deep in the forest.

ما یک منبع آب بدون لوله را در عمق جنگل پیدا کردیم.

the unpiped system required manual water collection.

سیستم بدون لوله نیاز به جمع آوری دستی آب داشت.

the old house had an unpiped water source in the backyard.

خانه قدیمی دارای منبع آب بدون لوله در بازشوی خانه بود.

living off-grid meant relying on an unpiped water supply.

زندگی خارج از شبکه بدان معنا بود که به منبع آب بدون لوله وابسته شویم.

the unpiped irrigation system was inefficient but functional.

سیستم آبیاری بدون لوله کارایی کمی داشت اما کاربردی بود.

they installed a pump to draw water from the unpiped stream.

آنها یک پمپ نصب کردند تا آب را از جریان آب بدون لوله بکشند.

the unpiped well was a vital resource for the community.

چاه بدون لوله منبعی حیاتی برای جامعه بود.

the prospector searched for an unpiped water source near the mine.

کاوشگر برای منبع آب بدون لوله نزدیک معادن جستجو کرد.

the unpiped water was cool and refreshing after a long hike.

آب بدون لوله پس از یک پیاده روی طولانی خنک و تازه بود.

maintaining an unpiped system requires regular cleaning and upkeep.

نگهداری از سیستم بدون لوله نیاز به تمیز کردن منظم و نگهداری دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید