unplaced items
اقلام بدون جایگاه
unplaced bets
شرطبندیهای بدون جایگاه
unplaced orders
سفارشهای بدون جایگاه
unplaced students
دانشجویان بدون جایگاه
unplaced resources
منابع بدون جایگاه
unplaced tasks
وظایف بدون جایگاه
unplaced assets
داراییهای بدون جایگاه
unplaced materials
مواد بدون جایگاه
unplaced candidates
نامزدهای بدون جایگاه
unplaced projects
پروژههای بدون جایگاه
the unplaced candidates will receive feedback on their interviews.
نامزدان بلا مکان از بازخورد در مورد مصاحبه های خود دریافت خواهند کرد.
many unplaced students are still searching for jobs.
بسیاری از دانشجویان بلا مکان هنوز به دنبال کار هستند.
the unplaced items in the inventory need to be organized.
اقلام بلا مکان در موجودی باید سازماندهی شوند.
she felt unplaced in the new environment.
او در محیط جدید احساس بیگانگی کرد.
the unplaced artwork was displayed in the gallery.
آثار هنری بلا مکان در گالری به نمایش گذاشته شد.
after the event, many unplaced chairs were left behind.
پس از رویداد، بسیاری از صندلی های بلا مکان پشت سر گذاشته شدند.
he felt unplaced among his peers.
او در بین همسالان خود احساس بیگانگی کرد.
the unplaced orders were prioritized for processing.
سفارشات بلا مکان برای پردازش اولویت بندی شدند.
unplaced students can attend workshops to improve their skills.
دانشجویان بلا مکان می توانند در کارگاه ها برای بهبود مهارت های خود شرکت کنند.
she was unplaced in the competition but learned a lot.
او در مسابقه بلا مکان بود اما چیزهای زیادی یاد گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید