unpracticed skills
مهارتهای بدون تمرین
unpracticed voice
صدای بدون تمرین
unpracticed techniques
تکنیکهای بدون تمرین
unpracticed hands
دستهای بدون تمرین
unpracticed movements
حرکات بدون تمرین
unpracticed words
کلمات بدون تمرین
unpracticed art
هنر بدون تمرین
unpracticed methods
روشهای بدون تمرین
unpracticed performance
اجرای بدون تمرین
unpracticed habits
عادتهای بدون تمرین
her unpracticed skills in painting showed in her early works.
مهارتهای ناشیانهاش در نقاشی در آثار اولیه او مشهود بود.
due to his unpracticed speech, he felt nervous during the presentation.
به دلیل صحبتهای ناشیانهاش، او در طول ارائه احساس اضطراب کرد.
the unpracticed dancer stumbled on stage.
رقصندهی ناشی روی صحنه تعادل خود را از دست داد.
she was unpracticed in the art of negotiation.
او در هنر مذاکره ناشی بود.
his unpracticed guitar playing made the song sound off-key.
اجرای ناشیانهی گیتار او باعث شد آهنگ نامناسب به نظر برسد.
the unpracticed chef struggled to follow the recipe.
سرآشپز ناشی برای دنبال کردن دستور العمل دچار مشکل شد.
she felt unpracticed in her new role at work.
او در نقش جدیدش در محل کار احساس ناشی بودن کرد.
his unpracticed writing style lacked clarity.
سبک نوشتاری ناشیانهاش فاقد وضوح بود.
they noticed her unpracticed approach to public speaking.
آنها رویکرد ناشیانهاش را در سخنرانی در جمع متوجه شدند.
being unpracticed in the language, he often made mistakes.
به دلیل ناشی بودن در زبان، او اغلب اشتباه میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید