unprogrammable device
دستگاه غیرقابل برنامهریزی
unprogrammable system
سیستم غیرقابل برنامهریزی
unprogrammable feature
ویژگی غیرقابل برنامهریزی
unprogrammable function
تابع غیرقابل برنامهریزی
unprogrammable logic
منطق غیرقابل برنامهریزی
unprogrammable interface
رابط کاربری غیرقابل برنامهریزی
unprogrammable element
عنصر غیرقابل برنامهریزی
unprogrammable code
کد غیرقابل برنامهریزی
unprogrammable module
ماژول غیرقابل برنامهریزی
unprogrammable component
اجزای غیرقابل برنامهریزی
this device is unprogrammable and cannot be customized.
این دستگاه قابل برنامهنویسی نیست و نمیتوان آن را سفارشی کرد.
many old systems are considered unprogrammable due to their architecture.
بسیاری از سیستمهای قدیمی به دلیل معماری آنها غیرقابل برنامهنویسی در نظر گرفته میشوند.
the unprogrammable nature of the software limits its usability.
ماهیت غیرقابل برنامهنویسی نرمافزار، قابلیت استفاده از آن را محدود میکند.
some hardware components are simply unprogrammable.
برخی از قطعات سختافزار به سادگی غیرقابل برنامهنویسی هستند.
developers often face challenges with unprogrammable systems.
توسعهدهندگان اغلب با سیستمهای غیرقابل برنامهنویسی مواجه با چالش هستند.
the robot was deemed unprogrammable after several tests.
ربات پس از چندین آزمایش غیرقابل برنامهنویسی تشخیص داده شد.
unprogrammable features can hinder innovation in technology.
ویژگیهای غیرقابل برنامهنویسی میتوانند نوآوری در فناوری را مختل کنند.
users are frustrated by the unprogrammable aspects of the app.
کاربران نسبت به جنبههای غیرقابل برنامهنویسی برنامه ناامید هستند.
he explained why the machine was unprogrammable for their needs.
او توضیح داد که چرا این دستگاه برای نیازهای آنها غیرقابل برنامهنویسی بود.
understanding unprogrammable elements is crucial for engineers.
درک عناصر غیرقابل برنامهنویسی برای مهندسان بسیار مهم است.
unprogrammable device
دستگاه غیرقابل برنامهریزی
unprogrammable system
سیستم غیرقابل برنامهریزی
unprogrammable feature
ویژگی غیرقابل برنامهریزی
unprogrammable function
تابع غیرقابل برنامهریزی
unprogrammable logic
منطق غیرقابل برنامهریزی
unprogrammable interface
رابط کاربری غیرقابل برنامهریزی
unprogrammable element
عنصر غیرقابل برنامهریزی
unprogrammable code
کد غیرقابل برنامهریزی
unprogrammable module
ماژول غیرقابل برنامهریزی
unprogrammable component
اجزای غیرقابل برنامهریزی
this device is unprogrammable and cannot be customized.
این دستگاه قابل برنامهنویسی نیست و نمیتوان آن را سفارشی کرد.
many old systems are considered unprogrammable due to their architecture.
بسیاری از سیستمهای قدیمی به دلیل معماری آنها غیرقابل برنامهنویسی در نظر گرفته میشوند.
the unprogrammable nature of the software limits its usability.
ماهیت غیرقابل برنامهنویسی نرمافزار، قابلیت استفاده از آن را محدود میکند.
some hardware components are simply unprogrammable.
برخی از قطعات سختافزار به سادگی غیرقابل برنامهنویسی هستند.
developers often face challenges with unprogrammable systems.
توسعهدهندگان اغلب با سیستمهای غیرقابل برنامهنویسی مواجه با چالش هستند.
the robot was deemed unprogrammable after several tests.
ربات پس از چندین آزمایش غیرقابل برنامهنویسی تشخیص داده شد.
unprogrammable features can hinder innovation in technology.
ویژگیهای غیرقابل برنامهنویسی میتوانند نوآوری در فناوری را مختل کنند.
users are frustrated by the unprogrammable aspects of the app.
کاربران نسبت به جنبههای غیرقابل برنامهنویسی برنامه ناامید هستند.
he explained why the machine was unprogrammable for their needs.
او توضیح داد که چرا این دستگاه برای نیازهای آنها غیرقابل برنامهنویسی بود.
understanding unprogrammable elements is crucial for engineers.
درک عناصر غیرقابل برنامهنویسی برای مهندسان بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید