unrequested

[ایالات متحده]/ʌn.rɪˈkwɛs.tɪd/
[بریتانیا]/ʌn.rɪˈkwɛs.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. درخواست نشده یا خواسته نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unrequested feedback

بازخورد ناخواسته

unrequested information

اطلاعات ناخواسته

unrequested services

خدمات ناخواسته

unrequested emails

ایمیل‌های ناخواسته

unrequested calls

تماس‌های ناخواسته

unrequested advice

مشاوره ناخواسته

unrequested support

حمایت ناخواسته

unrequested updates

به‌روزرسانی‌های ناخواسته

unrequested assistance

کمک ناخواسته

unrequested proposals

پیشنهادهای ناخواسته

جملات نمونه

he received an unrequested gift from a stranger.

او یک هدیه ناخواسته از یک غریبه دریافت کرد.

unrequested feedback can sometimes be helpful.

بازخورد ناخواسته گاهی اوقات می تواند مفید باشد.

she found an unrequested message in her inbox.

او یک پیام ناخواسته در صندوق ورودی خود پیدا کرد.

unrequested advice often leads to misunderstandings.

مشورت ناخواسته اغلب منجر به سوء تفاهم می شود.

he made an unrequested visit to her office.

او یک بازدید ناخواسته به دفتر او داشت.

unrequested opinions can create tension in discussions.

نظرات ناخواسته می تواند باعث ایجاد تنش در بحث ها شود.

she felt uncomfortable with the unrequested attention.

او با توجه ناخواسته احساس ناراحتی کرد.

unrequested changes to the project were not well received.

تغییرات ناخواسته در پروژه به خوبی پذیرفته نشد.

he often gives unrequested help to his neighbors.

او اغلب به همسایگان خود کمک ناخواسته می کند.

unrequested reminders can be annoying at times.

یادآوری های ناخواسته گاهی اوقات می توانند آزاردهنده باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید