asked-for

[ایالات متحده]/[ˈɑːsk fɔː]/
[بریتانیا]/[ˈɑːsk fɔːr]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. درخواستی؛ مطلوب؛ محبوب؛ با تقاضا
v. (درخواست شده) درخواست یا سفارش دادن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

asked-for help

درخواست کمک

asked-for information

درخواست اطلاعات

asked-for price

درخواست قیمت

asked-for service

درخواست خدمات

asked-for changes

درخواست تغییرات

asked-for favor

درخواست لطف

asked-for result

درخواست نتیجه

asked-for details

درخواست جزئیات

asked-for opinion

درخواست نظر

asked-for advice

درخواست مشاوره

جملات نمونه

the company provided asked-for information to the investors.

شرکت اطلاعات درخواستی را در اختیار سرمایه‌گذاران قرار داد.

we received asked-for support from the technical team.

ما از تیم فنی پشتیبانی درخواستی دریافت کردیم.

the client submitted an asked-for proposal by the deadline.

مشتری پیشنهاد درخواستی را تا مهلت مقرر ارسال کرد.

she gave the asked-for presentation to the board members.

او ارائه‌ درخواستی را به اعضای هیئت مدیره ارائه داد.

the project required an asked-for budget increase.

پروژه به افزایش بودجه درخواستی نیاز داشت.

he delivered the asked-for training session last week.

او جلسه آموزشی درخواستی را هفته گذشته ارائه داد.

the team completed the asked-for analysis within a week.

تیم تجزیه و تحلیل درخواستی را در عرض یک هفته تکمیل کرد.

the marketing team provided the asked-for market research.

تیم بازاریابی تحقیقات بازار درخواستی را ارائه داد.

the government offered asked-for assistance to the affected areas.

دولت کمک‌های درخواستی را به مناطق آسیب‌دیده ارائه کرد.

the students submitted their asked-for essays online.

دانشجویان مقالات درخواستی خود را به صورت آنلاین ارسال کردند.

the consultant provided the asked-for strategic advice.

مشاور توصیه های استراتژیک درخواستی را ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید