unroller

[ایالات متحده]/ʌnˈrəʊlə/
[بریتانیا]/ʌnˈroʊlər/

ترجمه

vt. چیزی را پهن کردن یا باز کردن \nvi. باز کردن یا افشا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

paper unroller

بازکننده کاغذ

film unroller

بازکننده فیلم

tape unroller

بازکننده نوار

roll unroller

بازکننده رول

unroller tool

ابزار بازکننده

unroller device

دستگاه بازکننده

unroller machine

ماشین بازکننده

unroller system

سیستم بازکننده

unroller stand

استند بازکننده

unroller setup

راه اندازی بازکننده

جملات نمونه

the unroller made it easy to spread the carpet.

دستگاه بازکننده پهن کردن فرش را آسان کرد.

using an unroller can save time when applying wallpaper.

استفاده از دستگاه بازکننده می تواند در هنگام نصب کاغذ دیواری، در زمان صرفه جویی کند.

he is the unroller of the new project plans.

او مسئول باز کردن طرح های پروژه جدید است.

the unroller helps in organizing the fabric rolls.

دستگاه بازکننده به سازماندهی رول های پارچه کمک می کند.

she used the unroller to flatten the dough.

او از دستگاه بازکننده برای صاف کردن خمیر استفاده کرد.

with the unroller, the task became much simpler.

با استفاده از دستگاه بازکننده، این کار بسیار ساده تر شد.

the unroller is a handy tool for decorators.

دستگاه بازکننده یک ابزار مفید برای دکوراتورها است.

he is known as the unroller of complex ideas.

او به عنوان کسی که ایده های پیچیده را ساده می کند شناخته می شود.

the unroller allows for quick setup of the tent.

دستگاه بازکننده امکان راه اندازی سریع چادر را فراهم می کند.

her job as an unroller involves simplifying processes.

کار او به عنوان یک بازکننده شامل ساده کردن فرآیندها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید