unseens

[ایالات متحده]/ʌnˈsiːnz/
[بریتانیا]/ʌnˈsiːnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دیده نشده; درک نشده
n. ترجمه بداهه; فصل‌های ترجمه بداهه

عبارات و ترکیب‌ها

hidden unseens

unseens پنهان

unseens revealed

unseens آشکار شده

unseens discovered

unseens کشف شده

unseens explored

unseens مورد بررسی قرار گرفته

unseens encountered

unseens برخورد شده

unseens understood

unseens درک شده

unseens perceived

unseens درک شده

unseens imagined

unseens تصور شده

unseens anticipated

unseens پیش بینی شده

unseens forgotten

unseens فراموش شده

جملات نمونه

there are many unseen challenges in life.

چالش‌های پنهان بسیاری در زندگی وجود دارد.

the beauty of nature often remains unseen.

زیبایی طبیعت اغلب پنهان باقی می‌ماند.

unseen forces can influence our decisions.

نیروهای پنهان می‌توانند بر تصمیمات ما تأثیر بگذارند.

she has a talent for noticing the unseen details.

او استعداد تشخیص جزئیات پنهان را دارد.

unseen opportunities may arise when you least expect them.

فرصت‌های پنهان ممکن است زمانی که انتظار آن‌ها را ندارید، ظاهر شوند.

his unseen efforts contributed to the team's success.

تلاش‌های پنهان او به موفقیت تیم کمک کرد.

we often overlook the unseen aspects of a situation.

ما اغلب به جنبه‌های پنهان یک وضعیت توجه نمی‌کنیم.

unseen dangers lurk in the shadows.

خطر پنهان در سایه‌ها کمین می‌کند.

the unseen world of bacteria is fascinating.

جهان پنهان باکتری‌ها جذاب است.

unseen emotions can affect our relationships.

احساسات پنهان می‌توانند بر روابط ما تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید