unshared

[ایالات متحده]/ʌnˈʃeəd/
[بریتانیا]/ʌnˈʃɛrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با دیگران مشترک نیست; انحصاری; مالکیتی; به طور مشترک شرکت نکرده

عبارات و ترکیب‌ها

unshared resources

منابع مشترک‌نشده

unshared knowledge

دانش مشترک‌نشده

unshared experiences

تجربه‌های مشترک‌نشده

unshared thoughts

افکار مشترک‌نشده

unshared data

داده‌های مشترک‌نشده

unshared opinions

نظرات مشترک‌نشده

unshared insights

بینش‌های مشترک‌نشده

unshared burdens

بار سنگین‌های مشترک‌نشده

unshared moments

لحظات مشترک‌نشده

unshared goals

اهداف مشترک‌نشده

جملات نمونه

the unshared experience made her feel isolated.

تجربهٔ به اشتراک نگذاشته باعث شد او احساس انزوا کند.

his unshared thoughts often led to misunderstandings.

افکار به اشتراک نگذاشتهٔ او اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شد.

they had an unshared vision for the project.

آنها یک چشم انداز به اشتراک نگذاشته برای پروژه داشتند.

unshared responsibilities can cause team conflict.

مسئولیت‌های به اشتراک نگذاشته می‌تواند باعث درگیری در تیم شود.

she felt the burden of unshared secrets.

او بار اسرار به اشتراک نگذاشته را احساس کرد.

unshared joys can sometimes feel heavier than shared sorrows.

گاهی اوقات شادی‌های به اشتراک نگذاشته می‌توانند سنگین‌تر از غم‌های به اشتراک گذاشته به نظر برسند.

his unshared insights were valuable but often overlooked.

بینش‌های به اشتراک نگذاشتهٔ او ارزشمند بودند اما اغلب نادیده گرفته می‌شدند.

they chose to keep their unshared feelings to themselves.

آنها تصمیم گرفتند احساسات به اشتراک نگذاشته خود را برای خودشان نگه دارند.

the unshared data created gaps in the research.

داده‌های به اشتراک نگذاشته باعث ایجاد شکاف در تحقیقات شد.

unshared knowledge can hinder progress in a team.

دانش به اشتراک نگذاشته می‌تواند پیشرفت در یک تیم را مختل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید