unshell

[ایالات متحده]/ʌnˈʃɛl/
[بریتانیا]/ʌnˈʃɛl/

ترجمه

vt. چیزی را از پوسته جدا کردن; چیزی را فاش یا افشا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unshell the data

حذف پوسته داده

unshell the process

حذف پوسته فرآیند

unshell the code

حذف پوسته کد

unshell the files

حذف پوسته فایل‌ها

unshell the package

حذف پوسته بسته

unshell the content

حذف پوسته محتوا

unshell the project

حذف پوسته پروژه

unshell the environment

حذف پوسته محیط

unshell the application

حذف پوسته برنامه

جملات نمونه

she decided to unshell the secrets of her past.

او تصمیم گرفت رازهای گذشته خود را کشف کند.

can you unshell the mystery behind the old legend?

آیا می توانید رمز و راز پشت افسانه قدیمی را کشف کنید؟

the team worked together to unshell the complex problem.

تیم برای کشف مشکل پیچیده با هم همکاری کردند.

he needed to unshell his thoughts before the presentation.

او قبل از ارائه نیاز داشت افکار خود را بررسی کند.

it took a while to unshell the layers of the argument.

مدتی طول کشید تا لایه های استدلال را کشف کرد.

they wanted to unshell the potential of their new project.

آنها می خواستند پتانسیل پروژه جدید خود را کشف کنند.

she tried to unshell the reasons for his sudden departure.

او سعی کرد دلایل جدایی ناگهانی او را کشف کند.

it’s important to unshell the facts before making a decision.

قبل از تصمیم گیری مهم است که واقعیت ها را کشف کنید.

he managed to unshell the truth after many interviews.

او پس از مصاحبه های متعدد موفق به کشف حقیقت شد.

we need to unshell the data to find useful insights.

ما باید داده ها را بررسی کنیم تا بینش های مفیدی پیدا کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید