unsighted

[ایالات متحده]/ʌn'saɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌʌn'saɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دیده نشده
از دید خارج
بدون دید

جملات نمونه

blind or unsighted people.

افراد نابینا یا کم‌بینا

a distant unsighted object.

یک شیء دوردست و غیر قابل دید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید