unsized

[ایالات متحده]/ʌnˈsaɪzd/
[بریتانیا]/ʌnˈsaɪzd/

ترجمه

adj. به اندازه خاصی ساخته نشده است؛ با چسب درمان نشده است؛ با نشاسته اندازه‌گیری نشده است

عبارات و ترکیب‌ها

unsized image

تصویر بدون سایز

unsized element

عنصر بدون سایز

unsized output

خروجی بدون سایز

unsized data

داده بدون سایز

unsized object

شیء بدون سایز

unsized container

ظرف بدون سایز

unsized text

متن بدون سایز

unsized graphic

گرافیک بدون سایز

unsized shape

شکل بدون سایز

unsized layout

چیدمان بدون سایز

جملات نمونه

the fabric is unsized, making it soft to the touch.

پارچه بدون پوشش است، که باعث می‌شود بافت آن نرم باشد.

he prefers unsized paper for his artwork.

او ترجیح می‌دهد برای آثار هنری خود از کاغذ بدون پوشش استفاده کند.

the unsized canvas allows for better paint absorption.

بوم بدون پوشش به جذب بهتر رنگ اجازه می‌دهد.

we bought unsized lumber for our diy project.

ما چوب بدون پوشش برای پروژه diy خود خریدیم.

unsized clothing can be more comfortable for casual wear.

لباس بدون پوشش می‌تواند برای پوشیدن روزمره راحت‌تر باشد.

the unsized components fit perfectly in the assembly.

قطعات بدون پوشش به خوبی در مونتاژ قرار می‌گیرند.

she prefers unsized jewelry for its unique look.

او ترجیح می‌دهد جواهرات بدون پوشش را به دلیل ظاهر منحصر به فردش انتخاب کند.

unsized tiles can create a rustic feel in the kitchen.

کاشی‌های بدون پوشش می‌توانند حس روستیک را در آشپزخانه ایجاد کنند.

the artist chose unsized boards for his latest installation.

هنرمند برای آخرین نصب خود تخته‌های بدون پوشش را انتخاب کرد.

using unsized materials can enhance the organic look of the design.

استفاده از مواد بدون پوشش می‌تواند ظاهر ارگانیک طراحی را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید