undersize

[ایالات متحده]/ˈʌndəsaɪz/
[بریتانیا]/ˈʌndərsaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کوچکتر از اندازه معمول; به اندازه کافی بزرگ نیست
n. حالت کوچکتر از اندازه استاندارد

عبارات و ترکیب‌ها

undersize clothing

پوشاک کوچک

undersize luggage

چمدان کوچک

undersize parts

قطعات کوچک

undersize products

محصولات کوچک

undersize tires

لاستیک‌های کوچک

undersize furniture

مبلمان کوچک

undersize package

بسته کوچک

undersize components

قطعات کوچک

undersize model

مدل کوچک

undersize vehicle

خودروی کوچک

جملات نمونه

the shirt was undersize, so i returned it.

پیراهن خیلی کوچک بود، بنابراین آن را پس دادم.

he realized his shoes were undersize after wearing them all day.

او متوجه شد که کفش هایش خیلی کوچک هستند بعد از اینکه تمام روز آنها را پوشید.

many children outgrow their undersize clothes quickly.

بسیاری از کودکان به سرعت لباس های خیلی کوچک خود را از پا در می‌آورند.

the undersize package was a disappointment for the customer.

بسته خیلی کوچک برای مشتری ناامیدکننده بود.

she prefers to buy clothes in a regular size rather than undersize.

او ترجیح می دهد لباس ها را در سایز معمولی بخرد تا اینکه خیلی کوچک باشند.

it's common for manufacturers to sell undersize items at a discount.

معمولاً تولیدکنندگان اقلام خیلی کوچک را با تخفیف می فروشند.

the undersize furniture didn't fit well in the spacious room.

وسایل خیلی کوچک به خوبی در اتاق بزرگ جا نشدند.

he was warned that his bike was undersize for his height.

به او هشدار داده شد که دوچرخه اش برای قدش خیلی کوچک است.

she decided to order a larger size after receiving the undersize dress.

او تصمیم گرفت بعد از دریافت لباس خیلی کوچک، یک سایز بزرگتر سفارش دهد.

buying undersize equipment can lead to performance issues.

خریدن تجهیزات خیلی کوچک می تواند منجر به مشکلات عملکرد شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید