unsplit

[ایالات متحده]/ʌnˈsplɪt/
[بریتانیا]/ʌnˈsplɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تقسیم نشده یا جدا نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unsplit decision

تصمیم غیرتجزیه‌شده

unsplit segment

بخش غیرتجزیه‌شده

unsplit data

داده غیرتجزیه‌شده

unsplit group

گروه غیرتجزیه‌شده

unsplit file

فایل غیرتجزیه‌شده

unsplit version

نسخه غیرتجزیه‌شده

unsplit structure

ساختار غیرتجزیه‌شده

unsplit section

بخش غیرتجزیه‌شده

unsplit list

لیست غیرتجزیه‌شده

unsplit task

وظیفه غیرتجزیه‌شده

جملات نمونه

we need to unsplit the data for better analysis.

ما نیاز داریم داده‌ها را برای تجزیه و تحلیل بهتر از هم جدا کنیم.

can you unsplit the files before sending them?

آیا می‌توانید فایل‌ها را قبل از ارسال آن‌ها از هم جدا کنید؟

it's important to unsplit the team for effective collaboration.

برای همکاری موثر، مهم است که تیم را از هم جدا کنیم.

we decided to unsplit our resources to tackle the project.

ما تصمیم گرفتیم منابع خود را برای مقابله با پروژه از هم جدا کنیم.

please unsplit the sections in the document.

لطفاً بخش‌های موجود در سند را از هم جدا کنید.

to improve performance, we should unsplit the processes.

برای بهبود عملکرد، باید فرآیندها را از هم جدا کنیم.

the teacher asked us to unsplit the group for the activity.

معلم از ما خواست گروه را برای فعالیت از هم جدا کنیم.

it’s time to unsplit our efforts and work together.

وقت آن رسیده است که تلاش‌های خود را از هم جدا کنیم و با هم کار کنیم.

they chose to unsplit the budget for the new initiative.

آن‌ها تصمیم گرفتند بودجه را برای طرح جدید از هم جدا کنند.

we should unsplit the tasks to increase efficiency.

ما باید وظایف را برای افزایش کارایی از هم جدا کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید