unstartable

[ایالات متحده]/ˌʌnˈstɑːtəbl/
[بریتانیا]/ˌʌnˈstɑːrtəbəl/

ترجمه

adj. قابل شروع نشدن؛ نتوان شروع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unstartable vehicle

خودروی غیرقابل راه‌اندازی

unstartable engine

موتور غیرقابل راه‌اندازی

unstartable car

خودروی غیرقابل راه‌اندازی

unstartable motor

موتور غیرقابل راه‌اندازی

unstartable machine

ماشین غیرقابل راه‌اندازی

unstartable device

دستگاه غیرقابل راه‌اندازی

unstartable system

سیستم غیرقابل راه‌اندازی

unstartable program

برنامه غیرقابل راه‌اندازی

unstartable application

اپلیکیشن غیرقابل راه‌اندازی

unstartable process

فرآیند غیرقابل راه‌اندازی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید