untented

[ایالات متحده]/ʌnˈtɛntɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈtɛntɪd/

ترجمه

adj. پوشیده نشده یا پیچیده نشده

عبارات و ترکیب‌ها

untented area

منطقه بدون چادر

untented campsite

کمپ بدون چادر

untented space

فضای بدون چادر

untented ground

زمینی بدون چادر

untented field

زمین بدون چادر

untented site

محل بدون چادر

untented location

موقعیتی بدون چادر

untented region

منطقه ای بدون چادر

untented groundsheet

زیرانداز بدون چادر

untented wilderness

طبیعت وحشی بدون چادر

جملات نمونه

the tent was left untented during the storm.

چادر بدون پوشش در طول طوفان رها شد.

we found the untented area perfect for camping.

ما ناحیه بدون چادر را برای کمپینگ عالی یافتیم.

the children played in the untented backyard.

کودکان در حیاط پشتی بدون چادر بازی کردند.

he felt exposed in the untented space.

او در فضای بدون چادر احساس آسیب پذیری کرد.

they decided to leave the area untented for better views.

آنها تصمیم گرفتند ناحیه را بدون چادر برای داشتن منظره بهتر رها کنند.

after the event, the untented grounds were a mess.

پس از رویداد، زمین‌های بدون چادر به هم ریخته بودند.

it was a mistake to leave the campsite untented.

رها کردن محل کمپ بدون چادر اشتباه بود.

the untented section of the park was filled with wildflowers.

بخش بدون چادر پارک پر از گل های وحشی بود.

she preferred the untented experience of sleeping under the stars.

او تجربه خوابیدن زیر آسمان را بدون چادر ترجیح می داد.

the untented area provided a sense of freedom.

ناحیه بدون چادر حسی از آزادی را فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید