untuck shirt
باز کردن دکمه ی پیراهن
untuck pants
باز کردن دکمه ی شلوار
untuck dress
باز کردن دکمه ی لباس
untuck hem
باز کردن حاشیه
untuck edges
باز کردن لبه ها
untuck fabric
باز کردن پارچه
untuck collar
باز کردن یقه
untuck sleeves
باز کردن آستین ها
untuck waistband
باز کردن کشمشلوار
untuck fit
تنک کردن اندازه
he decided to untuck his shirt for a more casual look.
او تصمیم گرفت پیراهن خود را از داخل شلوار بیرون بیاورد تا ظاهری غیررسمیتر داشته باشد.
she likes to untuck her sweater when she's at home.
او دوست دارد وقتی در خانه است، ژاکت خود را از داخل شلوار بیرون بیاورد.
after the meeting, he untucked his tie and relaxed.
بعد از جلسه، او کراوات خود را از داخل شلوار بیرون آورد و آرام گرفت.
it's common to untuck your shirt after a long day at work.
پس از یک روز طولانی کاری، بیرون آوردن پیراهن از داخل شلوار رایج است.
she untucked her dress shirt to feel more comfortable.
او پیراهن رسمی خود را از داخل شلوار بیرون آورد تا احساس راحتی بیشتری کند.
he always untucks his shirt when he gets home.
او همیشه وقتی به خانه میرسد، پیراهن خود را از داخل شلوار بیرون میآورد.
untucking his shirt gave him a more relaxed appearance.
بیرون آوردن پیراهن از داخل شلوار، ظاهری آرامتر به او بخشید.
she prefers to untuck her blouse during casual outings.
او ترجیح میدهد در هنگام گردشهای غیررسمی، بلوز خود را از داخل شلوار بیرون بیاورد.
after dinner, he untucked his shirt and settled into the couch.
بعد از شام، او پیراهن خود را از داخل شلوار بیرون آورد و روی مبل نشست.
he often forgets to untuck his shirt before going out.
او اغلب فراموش میکند قبل از بیرون رفتن پیراهن خود را از داخل شلوار بیرون بیاورد.
untuck shirt
باز کردن دکمه ی پیراهن
untuck pants
باز کردن دکمه ی شلوار
untuck dress
باز کردن دکمه ی لباس
untuck hem
باز کردن حاشیه
untuck edges
باز کردن لبه ها
untuck fabric
باز کردن پارچه
untuck collar
باز کردن یقه
untuck sleeves
باز کردن آستین ها
untuck waistband
باز کردن کشمشلوار
untuck fit
تنک کردن اندازه
he decided to untuck his shirt for a more casual look.
او تصمیم گرفت پیراهن خود را از داخل شلوار بیرون بیاورد تا ظاهری غیررسمیتر داشته باشد.
she likes to untuck her sweater when she's at home.
او دوست دارد وقتی در خانه است، ژاکت خود را از داخل شلوار بیرون بیاورد.
after the meeting, he untucked his tie and relaxed.
بعد از جلسه، او کراوات خود را از داخل شلوار بیرون آورد و آرام گرفت.
it's common to untuck your shirt after a long day at work.
پس از یک روز طولانی کاری، بیرون آوردن پیراهن از داخل شلوار رایج است.
she untucked her dress shirt to feel more comfortable.
او پیراهن رسمی خود را از داخل شلوار بیرون آورد تا احساس راحتی بیشتری کند.
he always untucks his shirt when he gets home.
او همیشه وقتی به خانه میرسد، پیراهن خود را از داخل شلوار بیرون میآورد.
untucking his shirt gave him a more relaxed appearance.
بیرون آوردن پیراهن از داخل شلوار، ظاهری آرامتر به او بخشید.
she prefers to untuck her blouse during casual outings.
او ترجیح میدهد در هنگام گردشهای غیررسمی، بلوز خود را از داخل شلوار بیرون بیاورد.
after dinner, he untucked his shirt and settled into the couch.
بعد از شام، او پیراهن خود را از داخل شلوار بیرون آورد و روی مبل نشست.
he often forgets to untuck his shirt before going out.
او اغلب فراموش میکند قبل از بیرون رفتن پیراهن خود را از داخل شلوار بیرون بیاورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید