unwhitened

[ایالات متحده]/ʌnˈwaɪtənd/
[بریتانیا]/ʌnˈwaɪtənd/

ترجمه

adj. سفید نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unwhitened flour

آرد غیرشفاف

unwhitened rice

برنج غیرشفاف

unwhitened paper

کاغذ غیرشفاف

unwhitened sugar

شکر غیرشفاف

unwhitened fabric

پارچه غیرشفاف

unwhitened cotton

پنبه غیرشفاف

unwhitened linen

کتان غیرشفاف

unwhitened cheese

پنیر غیرشفاف

unwhitened butter

کره غیرشفاف

unwhitened salt

نمک غیرشفاف

جملات نمونه

the fabric remained unwhitened after multiple washes.

پارچه پس از چندین بار شستشو همچنان بدون رنگ باقی ماند.

she prefers unwhitened flour for her baking recipes.

او برای دستور العمل های پخت خود، آرد بدون رنگ را ترجیح می دهد.

unwhitened rice has a nuttier flavor compared to white rice.

برنج بدون رنگ در مقایسه با برنج سفید طعم آجیلی تری دارد.

many health experts recommend using unwhitened products.

بسیاری از متخصصان بهداشت توصیه می کنند از محصولات بدون رنگ استفاده کنید.

the artist chose unwhitened canvas for a more natural look.

هنرمند بوم نقاشی بدون رنگ را برای ظاهری طبیعی تر انتخاب کرد.

unwhitened paper is often used for eco-friendly printing.

کاغذ بدون رنگ اغلب برای چاپ سازگار با محیط زیست استفاده می شود.

she bought unwhitened sugar for her health-conscious diet.

او شکر بدون رنگ را برای رژیم غذایی آگاهانه خود خرید.

unwhitened products are generally less processed.

محصولات بدون رنگ به طور کلی کمتر فرآوری شده اند.

he prefers unwhitened bread for its richer taste.

او نان بدون رنگ را به دلیل طعم غنی تر ترجیح می دهد.

unwhitened cotton is often used in organic clothing.

پنبه بدون رنگ اغلب در لباس های ارگانیک استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید