upending

[ایالات متحده]/ʌˈpɛndɪŋ/
[بریتانیا]/ʌˈpɛndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برگرداندن یا واژگون کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

upending expectations

برهم زدن انتظارات

upending norms

به چالش کشیدن هنجارها

upending traditions

دگرگون کردن سنت‌ها

upending systems

وارونه کردن سیستم‌ها

upending assumptions

به چالش کشیدن فرضیات

upending rules

لغو قوانین

upending practices

تغییر روش‌ها

upending power

تغییر قدرت

upending economies

دگرگون کردن اقتصادها

upending beliefs

به چالش کشیدن باورها

جملات نمونه

the new policy is upending traditional business practices.

سیاست جدید در حال برهم زدن روش‌های تجاری سنتی است.

upending the old system could lead to better results.

برهم زدن سیستم قدیمی می‌تواند منجر به نتایج بهتر شود.

they are upending the way we think about education.

آنها در حال برهم زدن روشی هستند که ما در مورد آموزش فکر می‌کنیم.

upending expectations can create new opportunities.

برهم زدن انتظارات می‌تواند فرصت‌های جدیدی ایجاد کند.

the artist's work is upending conventional aesthetics.

کارهای هنرمند در حال برهم زدن زیبایی شناسی متعارف است.

upending societal norms can be a powerful movement.

برهم زدن هنجارهای اجتماعی می‌تواند یک جنبش قدرتمند باشد.

his research is upending long-held scientific theories.

تحقیقات او در حال برهم زدن نظریه‌های علمی دیرینه است.

upending the status quo is essential for progress.

برهم زدن وضعیت موجود برای پیشرفت ضروری است.

the new technology is upending entire industries.

فناوری جدید در حال برهم زدن کل صنایع است.

upending traditions can sometimes lead to conflict.

برهم زدن سنت‌ها گاهی اوقات می‌تواند منجر به درگیری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید