upholster

[ایالات متحده]/ʌp'həʊlstə/
[بریتانیا]/ʌp'holstɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تزئین کردن؛ مرتب کردن با (فرش‌ها، مبلمان و غیره)؛ گذاشتن بالشتک‌ها روی (مبل‌ها و غیره)
Word Forms
قسمت سوم فعلupholstered
زمان گذشتهupholstered
صفت یا فعل حال استمراریupholstering
جمعupholsters
شکل سوم شخص مفردupholsters

عبارات و ترکیب‌ها

reupholster furniture

نوسازی مبلمان

upholster a chair

راه‌اندازی مجدد صندلی

upholster a sofa

راه‌اندازی مجدد مبل

جملات نمونه

a sofa upholstered in chintz.

یک مبل با روکش چنتز

upholstered in nubby blue cotton.

پارچه‌ای با بافت برجسته آبی

The young couple plan to upholster their bedroom with velvet.

زوج جوان قصد دارند اتاق خواب خود را با مخمل مبلمان کنند.

the low upholstered chair was one of the room's few comforts.

صندلی کم ارتفاع با روکش، یکی از معدود راحتی‌های اتاق بود.

the room was furnished in slightly tatty upholstered furniture.

اتاق با مبلمانت آپهولستری کمی کهنه چیده شده بود.

the chairs were upholstered in red velvet.

صندلی‌ها با مخمل قرمز مبلمان شده بودند.

Kartell usually specialise in moulded plastic furniture but this sofa consists of two upholstered oblong blocks resembling choc ices, and very little else.

کارتل معمولاً در مبلمان پلاستیکی قالبی تخصص دارد، اما این مبل از دو بلوک دراز و پهن پوشیده شده تشکیل شده است که شبیه بستنی شکلاتی است و تقریباً هیچ چیز دیگری وجود ندارد.

These mail-wagons were two-wheeled cabriolets, upholstered inside with fawn-colored leather, hung on springs, and having but two seats, one for the postboy, the other for the traveller.

این واگن‌های پستی، کابیولت‌های دو چرخ بودند که در داخل با چرم بژ رنگی پوشیده شده بودند، روی فنرها نصب شده بودند و فقط دو صندلی داشتند، یکی برای پستچی و دیگری برای مسافر.

نمونه‌های واقعی

The interior was upholstered in quilted gray chenille.

داخل با پارچه کِنتِیل خاکستری دوخته شده بود.

منبع: Goodbye, My Love (Part 2)

He was in a salon upholstered in red velvet with large pieces of gold lace.

او در سالنی با پارچه مخمل قرمز با تکه‌های بزرگ تور طلایی بود.

منبع: The Red and the Black (Part Three)

A small armchair, upholstered in beige fabric, sat in the corner, its sagging seat testament to previous exhausted occupants.

یک صندلی کوچک با پارچه بژ، در گوشه قرار داشت، نشیمنگاهی که افتاده بود، گواهی بر خستگی افراد قبلی بود.

منبع: Still Me (Me Before You #3)

These furnishings followed the contours of the room, their lower parts leading to huge couches upholstered in maroon leather and curved for maximum comfort.

این وسایل با خطوط اتاق مطابقت داشتند، قسمت‌های پایینی آن‌ها به سمت کاناپه‌های بزرگ با چرم قرمز مایل بود که برای حداکثر راحتی طراحی شده بودند.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

We went past her into a rather narrow room with several handsome oval mirrors and gray period furniture upholstered in blue damask.

ما از کنار او گذشتیم و وارد یک اتاق نسبتاً باریک با چندین آینه بیضی زیبا و مبلمان خاکستری دوره بودیم که با ابریشم آبی پوشانده شده بود.

منبع: The Woman at the Bottom of the Lake (Part 2)

A stout woman upholstered in velvet, her flabby cheeks too much massaged, swirled by with her poodle straining at its leash—the effect being given of a tug bringing in an ocean liner.

یک زن چاق با پارچه مخمل، گونه‌های آویزانش بیش از حد ماساژ داده شده بود، با سگ پودلش به اطراف می‌چرخید که قلاده‌اش را می‌کشید - جلوه‌ای که گویی یک کشتی کروز را به داخل می‌کشید.

منبع: Beauty and Destruction (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید