upsweep

[ایالات متحده]/ˈʌpswiːp/
[بریتانیا]/ˈʌpswiːp/

ترجمه

n. یک منحنی رو به بالا یا مدل موی رو به بالا; یک منحنی رو به بالا، که اغلب به موهایی که به سمت بالا حالت داده شده‌اند اشاره دارد
vi. به سمت بالا منحنی شدن یا شیب داشتن
Word Forms
جمعupsweeps

عبارات و ترکیب‌ها

upsweep motion

حرکت صعودی

upsweep trend

روند صعودی

upsweep effect

اثر صعودی

upsweep angle

زاویه صعودی

upsweep phase

فاز صعودی

upsweep pattern

الگوی صعودی

upsweep signal

سیگنال صعودی

upsweep response

پاسخ صعودی

upsweep style

سبک صعودی

upsweep movement

حرکت صعودی

جملات نمونه

the dancer made an impressive upsweep with her arms.

رقصنده حرکتی چشمگیر با بازوهایش انجام داد.

the wind caused an upsweep of leaves in the park.

باد باعث ایجاد موج برگ‌ها در پارک شد.

his hair had a stylish upsweep that caught everyone's attention.

موهای او یک قوس شیک داشت که توجه همه را جلب کرد.

the artist's brush created an upsweep of colors on the canvas.

قلم‌مو هنرمند، موجی از رنگ‌ها را روی بوم ایجاد کرد.

she performed an upsweep of her skirt as she twirled.

او هنگام چرخیدن، دامن خود را به صورت قوس بالا آورد.

the upsweep of the waves made surfing challenging.

جریان امواج موج‌سواری را چالش‌برانگیز می‌کرد.

the upsweep in the market surprised many investors.

افزایش ناگهانی در بازار، بسیاری از سرمایه‌گذاران را غافلگیر کرد.

her voice had an upsweep at the end of her sentences.

صدای او در پایان جملاتش دارای یک قوس بود.

the upsweep of enthusiasm in the crowd was palpable.

شور و اشتیاق در بین جمعیت به وضوح قابل لمس بود.

he noticed an upsweep in the bird's flight as it took off.

او هنگام بلند شدن پرنده، یک قوس در پرواز آن متوجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید