upturned nose
سَروِ بالا زده
upturned collar
یقه کج
The storm upturned the town.
طوفان شهر را وارونه کرد.
a sea of upturned faces.
دریازی از چهرههای وارونه.
The cat was sitting on an upturned crate.
گربه روی یک جعبه وارونه نشسته بود.
a retrousse nose; a small upturned nose.
بینی برگشته به عقب؛ بینی کوچک وارونه.
He felt a sharp prick when he stepped on an upturned nail.
وقتی روی یک میخ وارونه پا گذاشت، یک نیش خشن احساس کرد.
;internally, the major structural elements of the fin are an upturned urostyle that articulates with flattened bones that support the principial fin rays.
درونزا، اجزای ساختاری اصلی باله شامل یک اوروستایل خمیده به بالا است که با استخوانهای مسطح مفصل شده و از پرههای باله اصلی پشتیبانی میکند.
upturned nose
سَروِ بالا زده
upturned collar
یقه کج
The storm upturned the town.
طوفان شهر را وارونه کرد.
a sea of upturned faces.
دریازی از چهرههای وارونه.
The cat was sitting on an upturned crate.
گربه روی یک جعبه وارونه نشسته بود.
a retrousse nose; a small upturned nose.
بینی برگشته به عقب؛ بینی کوچک وارونه.
He felt a sharp prick when he stepped on an upturned nail.
وقتی روی یک میخ وارونه پا گذاشت، یک نیش خشن احساس کرد.
;internally, the major structural elements of the fin are an upturned urostyle that articulates with flattened bones that support the principial fin rays.
درونزا، اجزای ساختاری اصلی باله شامل یک اوروستایل خمیده به بالا است که با استخوانهای مسطح مفصل شده و از پرههای باله اصلی پشتیبانی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید