downturned mouth
دهان به سمت پایین
downturned eyes
چشمهای به سمت پایین
downturned corners
گوشههای به سمت پایین
downturned lips
لبهای به سمت پایین
downturned gaze
نگاه به سمت پایین
becoming downturned
در حال به سمت پایین رفتن
downturned at the edges
در لبهها به سمت پایین
downturned expression
حالت چهره به سمت پایین
downturned nose
بینی به سمت پایین
downturned shoulders
شانههای به سمت پایین
her downturned mouth suggested she was unhappy with the news.
دهان به سمت پایین برگشتنش نشان میداد که از این خبر ناراضی است.
the downturned economy led to many job losses.
رکود اقتصادی منجر به از دست دادن بسیاری از مشاغل شد.
a downturned trend in sales worried the management team.
روند نزولی در فروش تیم مدیریت را نگران کرد.
his downturned eyes avoided making direct contact.
چشمانش که به سمت پایین متمایل بودند از برقراری تماس چشمی مستقیم اجتناب میکردند.
the downturned corners of her lips hinted at sadness.
گوشههای لبش که به سمت پایین خمیده شده بودند، نشاندهنده غم و اندوه بودند.
the stock market experienced a significant downturn.
بازار سهام با کاهش قابل توجهی مواجه شد.
the downturned angle of the roof added to the cottage's charm.
زاویهی به سمت پایین رفتهی سقف به جذابیت کلبه افزود.
despite the downturn, the company remained optimistic.
با وجود رکود، شرکت همچنان خوشبین ماند.
the downturned road made driving difficult.
جادهای که به سمت پایین متمایل بود رانندگی را دشوار میکرد.
the downturned line of the coastline was striking.
خط ساحلی که به سمت پایین متمایل بود، چشمگیر بود.
the downturned performance of the team was disappointing.
عملکرد ضعیف تیم ناامیدکننده بود.
downturned mouth
دهان به سمت پایین
downturned eyes
چشمهای به سمت پایین
downturned corners
گوشههای به سمت پایین
downturned lips
لبهای به سمت پایین
downturned gaze
نگاه به سمت پایین
becoming downturned
در حال به سمت پایین رفتن
downturned at the edges
در لبهها به سمت پایین
downturned expression
حالت چهره به سمت پایین
downturned nose
بینی به سمت پایین
downturned shoulders
شانههای به سمت پایین
her downturned mouth suggested she was unhappy with the news.
دهان به سمت پایین برگشتنش نشان میداد که از این خبر ناراضی است.
the downturned economy led to many job losses.
رکود اقتصادی منجر به از دست دادن بسیاری از مشاغل شد.
a downturned trend in sales worried the management team.
روند نزولی در فروش تیم مدیریت را نگران کرد.
his downturned eyes avoided making direct contact.
چشمانش که به سمت پایین متمایل بودند از برقراری تماس چشمی مستقیم اجتناب میکردند.
the downturned corners of her lips hinted at sadness.
گوشههای لبش که به سمت پایین خمیده شده بودند، نشاندهنده غم و اندوه بودند.
the stock market experienced a significant downturn.
بازار سهام با کاهش قابل توجهی مواجه شد.
the downturned angle of the roof added to the cottage's charm.
زاویهی به سمت پایین رفتهی سقف به جذابیت کلبه افزود.
despite the downturn, the company remained optimistic.
با وجود رکود، شرکت همچنان خوشبین ماند.
the downturned road made driving difficult.
جادهای که به سمت پایین متمایل بود رانندگی را دشوار میکرد.
the downturned line of the coastline was striking.
خط ساحلی که به سمت پایین متمایل بود، چشمگیر بود.
the downturned performance of the team was disappointing.
عملکرد ضعیف تیم ناامیدکننده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید