urethral

[ایالات متحده]/jʊəˈriːθrəl/
[بریتانیا]/jʊˈriːθrəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به مجرای ادرار

عبارات و ترکیب‌ها

urethral catheter

سوند اورترال

urethral stricture

تنگی مجرای ادرار

urethral injury

آسیب مجرای ادراری

urethral syndrome

سندرم مجرای ادراری

urethral dilation

اتساع مجرای ادراری

urethral obstruction

انسداد مجرای ادراری

urethral discharge

ترشح مجرای ادراری

urethral massage

ماساژ مجرای ادراری

urethral cancer

سرطان مجرای ادراری

urethral valve

دیسک مجرای ادراری

جملات نمونه

the urethral opening can sometimes become infected.

گاهی اوقات دهانه مجرای ادراری ممکن است دچار عفونت شود.

doctors often examine the urethral passage for abnormalities.

پزشکان اغلب مجرای ادراری را برای بررسی هرگونه ناهنجاری معاینه می‌کنند.

urethral stricture can cause difficulty urinating.

تنگی مجرای ادراری می‌تواند باعث مشکل در ادرار کردن شود.

they performed a urethral dilation procedure.

آنها یک روش دیلاتاسیون مجرای ادراری انجام دادند.

urethral symptoms may indicate a urinary tract infection.

علائم مجرای ادراری ممکن است نشان دهنده عفونت ادراری باشد.

she experienced urethral pain after the procedure.

او پس از انجام روش دچار درد مجرای ادراری شد.

urethral catheters are used for bladder drainage.

کاتترهای مجرای ادراری برای تخلیه مثانه استفاده می‌شوند.

proper hygiene is important for urethral health.

بهداشت مناسب برای سلامت مجرای ادراری مهم است.

urethral cancer is a rare but serious condition.

سرطان مجرای ادراری یک بیماری نادر اما جدی است.

he was diagnosed with a urethral obstruction.

او به دلیل انسداد مجرای ادراری تشخیص داده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید