sphincter

[ایالات متحده]/ˈsfɪŋktə/
[بریتانیا]/ˈsfɪŋktər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضله‌ای گرد که یک سوراخ در بدن را تنگ یا گشاد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

anal sphincter

اسفنگتر مقطعی

external sphincter

اسفنگتر بیرونی

internal sphincter

اسفنگتر داخلی

sphincter muscle

عضله اسفنگتر

sphincter control

کنترل اسفنگتر

sphincter relaxation

شل شدن اسفنگتر

sphincter tone

تن اسفنگتر

sphincter dysfunction

اختلال عملکرد اسفنگتر

sphincter reflex

رفلکس اسفنگتر

sphincterotomy procedure

روش اسفنگتروتومی

جملات نمونه

the sphincter muscle controls the flow of urine.

عضله اسفنکتر جریان ادرار را کنترل می‌کند.

after surgery, the sphincter may take time to heal.

پس از جراحی، ممکن است طول بکشد تا اسفنکتر بهبود یابد.

weakness in the sphincter can lead to incontinence.

ضعف در اسفنکتر می‌تواند منجر به بی‌اختیاری شود.

the anal sphincter is crucial for bowel control.

اسفنکتر مقعد برای کنترل روده بسیار مهم است.

doctors often examine the sphincter during a colonoscopy.

پزشکان اغلب اسفنکتر را در طول کولونوسکوپی معاینه می‌کنند.

exercises can strengthen the sphincter muscles.

ورزش‌ها می‌توانند عضلات اسفنکتر را تقویت کنند.

spasms in the sphincter can cause discomfort.

گرفتگی در اسفنکتر می‌تواند باعث ناراحتی شود.

the sphincter helps maintain continence during physical activity.

اسفنکتر به حفظ بی‌اختیاری در طول فعالیت بدنی کمک می‌کند.

understanding the sphincter function is important for healthcare professionals.

درک عملکرد اسفنکتر برای متخصصان مراقبت‌های بهداشتی مهم است.

a healthy diet can support proper sphincter function.

یک رژیم غذایی سالم می‌تواند از عملکرد مناسب اسفنکتر پشتیبانی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید