uxors

[ایالات متحده]/ˈʌksɔːrz/
[بریتانیا]/ˈʌksɔrz/

ترجمه

n. همسر; زن

عبارات و ترکیب‌ها

uxors and partners

همسران و شرکا

uxors in marriage

همسران در ازدواج

uxors' support

حمایت همسران

uxors' roles

نقش‌های همسران

uxors' rights

حقوق همسران

uxors' duties

وظایف همسران

uxors and children

همسران و فرزندان

uxors' opinions

نظرات همسران

uxors in society

همسران در جامعه

uxors' influence

تاثیر همسران

جملات نمونه

he always treats his uxors with great respect.

او همیشه با احترام فراوان با زن های خود رفتار می کند.

many cultures celebrate the role of uxors in family life.

بسیاری از فرهنگ ها نقش زن ها را در زندگی خانوادگی جشن می گیرند.

uxors often play a crucial role in decision-making.

زن ها اغلب نقش مهمی در تصمیم گیری ایفا می کنند.

he believes that uxors should be partners in every aspect of life.

او معتقد است که زن ها باید در همه جنبه های زندگی شریک باشند.

uxors contribute significantly to the household economy.

زن ها به طور قابل توجهی به اقتصاد خانواده کمک می کنند.

in many societies, uxors are the backbone of the family.

در بسیاری از جوامع، زن ها ستون خانواده هستند.

he always consults his uxors before making big decisions.

او همیشه قبل از اتخاذ تصمیمات بزرگ با زن های خود مشورت می کند.

uxors often manage the household finances.

زن ها اغلب امور مالی خانه را مدیریت می کنند.

he admires how uxors manage their time so effectively.

او تحسین می کند که زن ها چگونه زمان خود را به طور موثر مدیریت می کنند.

in literature, uxors are often depicted as strong characters.

در ادبیات، زن ها اغلب به عنوان شخصیت های قوی به تصویر کشیده می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید