vacationed

[ایالات متحده]/[ˈvækɪʃənd]/
[بریتانیا]/[ˈvækɪʃənd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (گذراز زمانی از vacation) اجازه گرفتن؛ زمانی را از کار یا مدرسه دور گذاشتن برای لذت بردن؛ وقتی را به صرفه گذاشتن که در آن چیزی انجام می‌دهید.

عبارات و ترکیب‌ها

vacationed abroad

در خارج از کشور تعطیلی داشت

they vacationed here

آنها اینجا تعطیلی داشتند

vacationed last year

پیش از این تعطیلی داشت

vacationing in italy

در ایتالیا تعطیلی دارد

she vacationed alone

او تنها تعطیلی داشت

vacationed with them

با آنها تعطیلی داشت

vacationed extensively

به طور گسترده تعطیلی داشت

vacationed previously

قبل از این تعطیلی داشت

vacationing couple

زوجی که تعطیلی دارند

vacationed recently

اخیرا تعطیلی داشت

جملات نمونه

we vacationed in hawaii last summer and loved the beaches.

ما سال گذشته به هاوایی تابستان گذاری کردیم و از ریزش‌های آن خوشش می‌کردیم.

after years of hard work, they finally vacationed in europe.

پس از چندین سال کار سخت، آن‌ها در نهایت به اروپا برای تابستان گذاری رفتند.

the family vacationed at a cozy cabin in the mountains.

خانواده در یک خانه‌ی ملکی آرام و آرام در کوه‌ها تابستان گذاری کرد.

they vacationed abroad, exploring different cultures and cuisines.

آن‌ها در خارج از کشور تابستان گذاری کردند و فرهنگ‌ها و غذاهای مختلف را کشف کردند.

even though it was short, we truly vacationed and relaxed.

حتی اگر کوتاه بود، ما واقعًا تابستان گذاری کردیم و آرامش یافتیم.

the couple vacationed on a tropical island with turquoise water.

این زوج در یک جزیره‌ی گرمایی با آبی رنگ آبی تابستان گذاری کردند.

the students vacationed at a camp, participating in outdoor activities.

دانش‌آموزان در یک اردوگاه تابستان گذاری کردند و در فعالیت‌های خارج از آب و هوا شرکت کردند.

they vacationed with their friends, creating lasting memories.

آن‌ها با دوستانشان تابستان گذاری کردند و یادگارهای دوست‌داشتنی ایجاد کردند.

despite the rain, we still vacationed and enjoyed the local sights.

همچنان که باران می‌بارید، ما تابستان گذاری کردیم و دیده‌های محلی را لذت بردیم.

the team vacationed together to boost morale and team building.

تیم با هم تابستان گذاری کردند تا روحیه و ساختار گروهی را افزایش دهند.

after a stressful year, she vacationed to recharge and unwind.

پس از یک سال استرس‌آور، او تابستان گذاری کرد تا دوباره انرژی خود را به دست آورد و آرام شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید