vacillated

[ایالات متحده]/ˈvæsɪleɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈvæsɪleɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در نظر یا تصمیم تردید کردن یا نوسان کردن؛ نوسان کردن یا به جلو و عقب رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

vacillated between options

بین گزینه ها مردد بود

vacillated on decisions

در مورد تصمیمات مردد بود

vacillated in opinion

در مورد نظر مردد بود

vacillated over choices

در مورد انتخاب ها مردد بود

vacillated about plans

در مورد برنامه ها مردد بود

vacillated with feelings

با احساسات مردد بود

vacillated regarding issues

در مورد مسائل مردد بود

vacillated for hours

برای ساعت ها مردد بود

vacillated during negotiations

در طول مذاکرات مردد بود

vacillated in judgment

در مورد قضاوت مردد بود

جملات نمونه

she vacillated between two job offers for weeks.

او برای هفته‌ها بین دو پیشنهاد شغلی مردد بود.

he vacillated on whether to attend the meeting.

او مردد بود که آیا باید در جلسه شرکت کند یا نه.

the committee vacillated before making a final decision.

کمیته قبل از اتخاذ تصمیم نهایی مردد بود.

she vacillated over which dress to wear to the party.

او مردد بود که چه لباسی را برای مهمانی بپوشد.

they vacillated between excitement and anxiety before the trip.

آنها قبل از سفر بین هیجان و اضطراب مردد بودند.

he vacillated on whether to buy the car or not.

او مردد بود که آیا ماشین را بخرد یا نه.

she vacillated between staying home and going out.

او بین ماندن در خانه و بیرون رفتن مردد بود.

the student vacillated about choosing a major.

دانشجو در مورد انتخاب رشته تحصیلی مردد بود.

he vacillated on the best approach to solve the problem.

او در مورد بهترین روش برای حل مشکل مردد بود.

they vacillated between different vacation destinations.

آنها بین مقاصد تعطیلات مختلف مردد بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید