vagamente

[ایالات متحده]/vəˈɡeɪmli/
[بریتانیا]/ˈveɪɡli/

ترجمه

adv. به طور مبهم؛ نامشخص؛ غامض.

جملات نمونه

she smiled vagamente, as if remembering a distant dream.

او با نگاهی نامشخص، به نظر می‌رسید که یک رویا دور دست را به یاد می‌آورد.

the melody vagamente echoed through the ancient cathedral.

نغمه به نامشخصی از طریق کatedرال قدیمی پخش شد.

he vagamente resembled his famous grandfather.

او به نامشخصی شبیه پدربزرگ معروفش بود.

the instructions were vagamente explained, leaving us confused.

دستورالعمل‌ها به نامشخصی توضیح داده شدند و ما را گیج کرد.

she vagamente suggested that something was wrong.

او به نامشخصی پیشنهاد داد که چیزی اشتباه است.

the figure in the painting appeared vagamente familiar.

شخصیت در نقاشی به نامشخصی آشنا به نظر می‌رسید.

he could vagamente remember the song from his childhood.

او می‌توانست به نامشخصی آهنگی از کودکی‌اش را به یاد بیاورد.

the coast was vagamente visible through the morning mist.

کرانه در نخستین بخار صبح به نامشخصی دیده می‌شد.

she vagamente implied that she knew the secret.

او به نامشخصی نشان داد که از سرپرستی مطلع است.

the plan was vagamente formed in his mind.

طرح به نامشخصی در ذهنش شکل گرفت.

his italian was vagamente understandable to the locals.

ایتالیای او به نامشخصی برای ساکنین محلی قابل فهم بود.

the promise vagamente lingered in her memory.

عهد به نامشخصی در یادگار او باقی ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید