valiancy

[ایالات متحده]/ˈvæl.jən.si/
[بریتانیا]/ˈvæl.jən.si/

ترجمه

n. شجاعت یا دلیری در مواجهه با خطر؛ کیفیت شجاع بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

valiancy in battle

شجاعت در نبرد

valiancy of spirit

شجاعت روح

valiancy and honor

شجاعت و افتخار

valiancy in adversity

شجاعت در سختی

valiancy of heart

شجاعت دل

valiancy shown

شجاعتی که نشان داده شد

valiancy of action

شجاعت عمل

valiancy under fire

شجاعت در معرض آتش

valiancy in leadership

شجاعت در رهبری

valiancy recognized

شجاعتی که به رسمیت شناخته شد

جملات نمونه

his valiancy in battle earned him many accolades.

شجاعت او در نبرد باعث کسب افتخارات زیادی برای او شد.

the knight's valiancy was admired by all.

شجاعت شوالیه مورد تحسین همه قرار می گرفت.

valiancy is often celebrated in stories and legends.

شجاعت اغلب در داستان‌ها و افسانه‌ها جشن گرفته می‌شود.

her valiancy in facing challenges inspired others.

شجاعت او در مواجهه با چالش ها الهام بخش دیگران بود.

valiancy is a trait that leaders should possess.

شجاعت خصیصه ای است که رهبران باید داشته باشند.

the soldier's valiancy was recognized with a medal.

شجاعت سرباز با دریافت مدال مورد توجه قرار گرفت.

in times of crisis, valiancy can make a difference.

در زمان بحران، شجاعت می تواند تفاوت ایجاد کند.

valiancy is not just physical; it can be emotional too.

شجاعت فقط فیزیکی نیست؛ می تواند عاطفی نیز باشد.

the story highlighted the valiancy of ordinary people.

داستان بر شجاعت مردم عادی تاکید داشت.

valiancy in the face of adversity is commendable.

شجاعت در برابر سختی ها قابل تحسین است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید