vanishingly

[ایالات متحده]/'vænɪʃɪŋlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای شبیه به ناپدید شدن، دشوار برای درک.

عبارات و ترکیب‌ها

vanishingly small

بسیار کوچک

vanishingly rare

بسیار نادر

vanishingly low

بسیار پایین

vanishingly brief

بسیار کوتاه

vanishingly small chance

احتمال بسیار کم

جملات نمونه

an event of vanishingly small probability.

رویدادی با احتمال بسیار کم.

Audible distortion is vanishingly low, and dynamic range is excellent.

تحریف شنیداری بسیار کم است و محدوده دینامیکی عالی است.

The chances of winning the lottery are vanishingly small.

شانس برنده شدن در لاتاری بسیار کم است.

She had a vanishingly brief moment of fame.

او لحظه ای کوتاه و زودگویی از شهرت را تجربه کرد.

The company's profits have decreased to vanishingly low levels.

سود شرکت به سطحی بسیار پایین کاهش یافته است.

His patience was vanishingly thin.

صبر او به طور قابل توجهی کم بود.

The possibility of finding a solution seems vanishingly slim.

احتمال یافتن راه حلی به نظر بسیار کم می رسد.

The chances of success are vanishingly small without proper preparation.

بدون آمادگی مناسب، شانس موفقیت بسیار کم است.

The hope of a peaceful resolution is vanishingly distant.

امید به یافتن راه حلی مسالمت آمیز بسیار دور است.

The likelihood of approval is vanishingly low.

احتمال تایید بسیار کم است.

The stars were vanishingly faint in the night sky.

ستاره ها در آسمان شب بسیار کم نور بودند.

Her interest in the subject was vanishingly small.

علاقه او به این موضوع بسیار کم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید