vantage

[ایالات متحده]/ˈvɑ:ntɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈvæntɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مزیت، موقعیت مطلوب
Word Forms
جمعvantages

عبارات و ترکیب‌ها

vantage point

نقطه دید

strategic vantage

مزیت استراتژیک

gain a vantage

کسب برتری

vantage over competitors

برتری نسبت به رقبا

جملات نمونه

a point of vantage (=a coign(e) of vantage; vantage-ground)

نقطه دید ( = یک گوشه دید؛ زمین دید)

from my vantage point I could see into the front garden.

از نقطه دید من می‌توانستم به باغ جلوی خانه نگاه کنم.

the past is continuously reinterpreted from the vantage point of the present.

گذشته به طور مداوم از منظر حال بازتفسیر می‌شود.

People stood at every coign of vantage on both sides of the road to watch the gala parade.

افراد در هر نقطه دیدنی در هر دو طرف جاده ایستادند تا رژه باشکوه را تماشا کنند.

from a strategic vantage point

از یک نقطه دید استراتژیک

to gain a vantage over the competition

برای به دست آوردن برتری نسبت به رقابت

to see things from a different vantage point

برای دیدن مسائل از یک نقطه دید متفاوت

to use someone's vantage as a lookout

برای استفاده از نقطه دید کسی به عنوان یک نگهبان

to assess the situation from a vantage

برای ارزیابی وضعیت از یک نقطه دید

to have a vantage in negotiations

برای داشتن برتری در مذاکرات

to position oneself in a vantage

برای قرار گرفتن در یک نقطه دید

to take vantage of an opportunity

برای استفاده از فرصتی

to gain a vantage point for photography

برای به دست آوردن یک نقطه دید مناسب برای عکاسی

to secure a vantage for the performance

برای تأمین یک نقطه دید مناسب برای اجرا

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید