vatful of water
سهمی آب
vatful of wine
سهمی شراب
vatful of milk
سهمی شیر
vatful of cream
سهمی خامه
vatful of paint
سهمی رنگ
vatful of syrup
سهمی شربت
vatful of oil
سهمی روغن
vatful of honey
سهمی عسل
vatful of broth
سهمی آبگوشت
vatful of sauce
سهمی سس
the vatful of soup was enough to feed the entire village.
دیگ بزرگ سوپ برای سیر کردن کل روستا کافی بود.
she poured a vatful of paint for the art project.
او یک دیگ بزرگ رنگ برای پروژه هنری ریخت.
after the harvest, they had a vatful of fresh cider.
بعد از برداشت، آنها یک دیگ بزرگ سدر تازه داشتند.
the brewery produced a vatful of beer for the festival.
جبرهخانه یک دیگ بزرگ آبجو برای جشنواره تولید کرد.
he filled the vatful with steaming hot water for the bath.
او دیگ بزرگ را با آب داغ بخار برای حمام پر کرد.
we need a vatful of ingredients to make the stew.
ما به یک دیگ بزرگ مواد برای درست کردن خورش نیاز داریم.
they stored a vatful of honey for the winter.
آنها یک دیگ بزرگ عسل را برای زمستان ذخیره کردند.
the chef prepared a vatful of pasta for the banquet.
سرآشپز یک دیگ بزرگ پاستا را برای ضیافت آماده کرد.
she bought a vatful of ice cream for the party.
او یک دیگ بزرگ بستنی برای مهمانی خرید.
they discovered a vatful of old wine in the cellar.
آنها یک دیگ بزرگ شراب قدیمی را در زیرزمین کشف کردند.
vatful of water
سهمی آب
vatful of wine
سهمی شراب
vatful of milk
سهمی شیر
vatful of cream
سهمی خامه
vatful of paint
سهمی رنگ
vatful of syrup
سهمی شربت
vatful of oil
سهمی روغن
vatful of honey
سهمی عسل
vatful of broth
سهمی آبگوشت
vatful of sauce
سهمی سس
the vatful of soup was enough to feed the entire village.
دیگ بزرگ سوپ برای سیر کردن کل روستا کافی بود.
she poured a vatful of paint for the art project.
او یک دیگ بزرگ رنگ برای پروژه هنری ریخت.
after the harvest, they had a vatful of fresh cider.
بعد از برداشت، آنها یک دیگ بزرگ سدر تازه داشتند.
the brewery produced a vatful of beer for the festival.
جبرهخانه یک دیگ بزرگ آبجو برای جشنواره تولید کرد.
he filled the vatful with steaming hot water for the bath.
او دیگ بزرگ را با آب داغ بخار برای حمام پر کرد.
we need a vatful of ingredients to make the stew.
ما به یک دیگ بزرگ مواد برای درست کردن خورش نیاز داریم.
they stored a vatful of honey for the winter.
آنها یک دیگ بزرگ عسل را برای زمستان ذخیره کردند.
the chef prepared a vatful of pasta for the banquet.
سرآشپز یک دیگ بزرگ پاستا را برای ضیافت آماده کرد.
she bought a vatful of ice cream for the party.
او یک دیگ بزرگ بستنی برای مهمانی خرید.
they discovered a vatful of old wine in the cellar.
آنها یک دیگ بزرگ شراب قدیمی را در زیرزمین کشف کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید