vaticinating

[ایالات متحده]/ˈvætɪsɪneɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈvætɪsəˌneɪtɪŋ/

ترجمه

v. پیش‌بینی یا پیشگویی رویدادهای آینده

عبارات و ترکیب‌ها

vaticinating events

پیش‌بینی رویدادها

vaticinating future

پیش‌بینی آینده

vaticinating signs

پیش‌بینی نشانه‌ها

vaticinating dreams

پیش‌بینی رویاها

vaticinating outcomes

پیش‌بینی نتایج

vaticinating trends

پیش‌بینی روندها

vaticinating changes

پیش‌بینی تغییرات

vaticinating possibilities

پیش‌بینی احتمالات

vaticinating visions

پیش‌بینی دیدگاه‌ها

جملات نمونه

she was vaticinating about the future of technology.

او در مورد آینده فناوری پیش‌بینی می‌کرد.

the fortune teller spent hours vaticinating the fate of her clients.

پیشگوی ساعت‌ها سرنوشت مشتریان خود را پیش‌بینی کرد.

he enjoys vaticinating on political outcomes.

او از پیش‌بینی نتایج سیاسی لذت می‌برد.

the author's novel involves vaticinating about historical events.

رمان نویسنده شامل پیش‌بینی رویدادهای تاریخی است.

they were vaticinating about the next big breakthrough in science.

آنها در مورد بزرگترین پیشرفت بعدی در علم پیش‌بینی می‌کردند.

her vaticinating skills impressed everyone at the party.

مهارت‌های پیش‌بینی او همه را در مهمانی تحت تأثیر قرار داد.

he has a talent for vaticinating trends in fashion.

او استعداد پیش‌بینی روند مد را دارد.

many people enjoy vaticinating about the stock market.

بسیاری از مردم از پیش‌بینی در مورد بازار سهام لذت می‌برند.

the scientist was vaticinating the implications of his research.

دانشمند پیامدهای تحقیقات خود را پیش‌بینی می‌کرد.

she often finds herself vaticinating during quiet moments.

او اغلب در زمان‌های آرام متوجه می‌شود که در حال پیش‌بینی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید