vaticination of doom
پیشگویی درباره سرنوشت
vaticination of success
پیشگویی درباره موفقیت
vaticination comes true
پیشگویی تحقق مییابد
vaticination of fate
پیشگویی درباره سرنوشت
vaticination revealed
پیشگویی آشکار شد
vaticination of change
پیشگویی درباره تغییر
vaticination of events
پیشگویی درباره رویدادها
vaticination made
پیشگویی انجام شد
vaticination foretold
پیشگویی پیشبینی شد
vaticination process
فرآیند پیشگویی
his vaticination about the future proved to be remarkably accurate.
پیشبینی او در مورد آینده به طرز شگفتانگیزی دقیق از آب درآمد.
many cultures have their own methods of vaticination.
فرهنگهای بسیاری روشهای پیشبینی خود را دارند.
the vaticination of the oracle was feared by many.
پیشبینی اوراکل توسط بسیاری از مردم ترسیده میشد.
her vaticination was based on years of experience.
پیشبینی او بر اساس سالها تجربه بود.
he wrote a book on the art of vaticination.
او کتابی در مورد هنر پیشبینی نوشت.
vaticination can sometimes lead to unexpected outcomes.
گاهی اوقات پیشبینی میتواند منجر به نتایج غیرمنتظره شود.
they sought the vaticination of a renowned seer.
آنها به دنبال پیشبینی یک پیشگو مشهور بودند.
her vaticination about the stock market surprised everyone.
پیشبینی او در مورد بازار سهام همه را شگفتزده کرد.
the ancient texts contained many vaticinations.
متون باستانی حاوی پیشبینیهای بسیاری بودند.
his vaticination was dismissed as mere superstition.
پیشبینی او صرفاً به عنوان خرافات رد شد.
vaticination of doom
پیشگویی درباره سرنوشت
vaticination of success
پیشگویی درباره موفقیت
vaticination comes true
پیشگویی تحقق مییابد
vaticination of fate
پیشگویی درباره سرنوشت
vaticination revealed
پیشگویی آشکار شد
vaticination of change
پیشگویی درباره تغییر
vaticination of events
پیشگویی درباره رویدادها
vaticination made
پیشگویی انجام شد
vaticination foretold
پیشگویی پیشبینی شد
vaticination process
فرآیند پیشگویی
his vaticination about the future proved to be remarkably accurate.
پیشبینی او در مورد آینده به طرز شگفتانگیزی دقیق از آب درآمد.
many cultures have their own methods of vaticination.
فرهنگهای بسیاری روشهای پیشبینی خود را دارند.
the vaticination of the oracle was feared by many.
پیشبینی اوراکل توسط بسیاری از مردم ترسیده میشد.
her vaticination was based on years of experience.
پیشبینی او بر اساس سالها تجربه بود.
he wrote a book on the art of vaticination.
او کتابی در مورد هنر پیشبینی نوشت.
vaticination can sometimes lead to unexpected outcomes.
گاهی اوقات پیشبینی میتواند منجر به نتایج غیرمنتظره شود.
they sought the vaticination of a renowned seer.
آنها به دنبال پیشبینی یک پیشگو مشهور بودند.
her vaticination about the stock market surprised everyone.
پیشبینی او در مورد بازار سهام همه را شگفتزده کرد.
the ancient texts contained many vaticinations.
متون باستانی حاوی پیشبینیهای بسیاری بودند.
his vaticination was dismissed as mere superstition.
پیشبینی او صرفاً به عنوان خرافات رد شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید