vaticination

[ایالات متحده]/ˌvætɪsɪˈneɪʃən/
[بریتانیا]/ˌvætɪsɪˈneɪʃən/

ترجمه

n. عمل پیش‌بینی یا پیش‌گویی؛ یک پیش‌گویی یا پیش‌بینی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

vaticination of doom

پیشگویی درباره سرنوشت

vaticination of success

پیشگویی درباره موفقیت

vaticination comes true

پیشگویی تحقق می‌یابد

vaticination of fate

پیشگویی درباره سرنوشت

vaticination revealed

پیشگویی آشکار شد

vaticination of change

پیشگویی درباره تغییر

vaticination of events

پیشگویی درباره رویدادها

vaticination made

پیشگویی انجام شد

vaticination foretold

پیشگویی پیش‌بینی شد

vaticination process

فرآیند پیشگویی

جملات نمونه

his vaticination about the future proved to be remarkably accurate.

پیش‌بینی او در مورد آینده به طرز شگفت‌انگیزی دقیق از آب درآمد.

many cultures have their own methods of vaticination.

فرهنگ‌های بسیاری روش‌های پیش‌بینی خود را دارند.

the vaticination of the oracle was feared by many.

پیش‌بینی اوراکل توسط بسیاری از مردم ترسیده می‌شد.

her vaticination was based on years of experience.

پیش‌بینی او بر اساس سال‌ها تجربه بود.

he wrote a book on the art of vaticination.

او کتابی در مورد هنر پیش‌بینی نوشت.

vaticination can sometimes lead to unexpected outcomes.

گاهی اوقات پیش‌بینی می‌تواند منجر به نتایج غیرمنتظره شود.

they sought the vaticination of a renowned seer.

آنها به دنبال پیش‌بینی یک پیشگو مشهور بودند.

her vaticination about the stock market surprised everyone.

پیش‌بینی او در مورد بازار سهام همه را شگفت‌زده کرد.

the ancient texts contained many vaticinations.

متون باستانی حاوی پیش‌بینی‌های بسیاری بودند.

his vaticination was dismissed as mere superstition.

پیش‌بینی او صرفاً به عنوان خرافات رد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید